پدر و مادرم! مرا به خاطر رفتن به جبهه سرزنش نكنيد، چون من از همان اوان كودكى با جبهه و جنگ مونس و همدم شدم و تا وقتى كه مسأله جنگ حق عليه باطل باشد نمىتوانم در كنار شما باشم و به زندگى اجتماعىام ادامه دهم.
***
در مورد جنگ مىگويد: «جنگ تمام نشدنى است. تازه اگر جنگ ايران تمام شود، جنگ فلسطين و اسرائيل شروع مىشود. لذا هميشه جنگ داريم. وصيت مىكنم چشمان مرا باز بگذاريد تا كوردلان بدانند من كوركورانه نرفتهام».
***
خداوندا كجا بروم، هر سو روم فكر دوستانم كه پروانه وار در اطراف من مي گشتند و گل هاي حياتشان پرپر شده و به سوي معشوقشان با بال هاي سرخ رنگ شان پروازي عاشقانه كردند، مرا در خود مي فشارد.
من در طول زندگانيم، همچون دوستاني با وفاتر از دوستانِ گلگون شده ام نديده ام، خدايا من عاشق تو هستم آن قدر كه مي خواهم تو را در بغل بگيرم.
خدايا مرا كي مي پذيري. اين ندا از ژرفناي عمق قلبم برمي خيزد: «هر آن دوستان پرپر شده ام من را فرا مي خوانند و به سوي خودشان مي كشانند».
عباس