روشنفکران، رهبران گروهها و احزاب و حتی دانشجویان، به شعار و مقابله ی سیاسی و احیانا جنگ و گریز در مقابل نظام حاکم می پرداختند، و علی اخبلاف مراتبهم، دانشجویان خیلی بیشتر، صمیمانه تر و صادقانه تر عمل می کردند؛ اما رهبران احزاب و گروهها، نه به این حد از صداقت و نه به این حد از پیگیری مبارزه می کردند.
احزاب و گروههای مبارزی که سالها مبارزه ی سیاسی کرده بودند و عاقبت مبارزه ی سیاسی باید چنین چیزی می شد، حالا که آن چیز را به چشم خودشان دیدند، تخطئه هم کردند و کنار کشیدند. بعضیها گوش خواباندند ببینند چه می شود، بعضیها تخطئه هم کردند.در همان اوقات غوغای سالهای 56 و 57، به نظرم در همین دانشگاه تهران یا شاید در دانشگاه کنونی شریف بود که چند نفر از این روشنفکران سخنرانی کردند؛ روشنفکرانی که الان از همه ی زمین و زمان طلبکارند، بعضیهایشان فراریند، بعضیشان هم که در ایران هستند، از جناب عالی و بنده و این ملت و همه طلبکارند که چرا آنها را به بازی نمی گیریم! صریحا گفتند مشت است و درفش. یعنی حرفی را که ما از پدران پیرمان می شنیدیم و آنها را تخطئه می کردیم و برایشان استدلال می کردیم، تا ذهن پدر پیر و مادر پیر را برگردانیم که نه، مشت و درفش نیست، و بعلاوه مشت بر درفش می تواند پیروز بشود، و اگر آن پیرمردان و پیرزنان قبول نمی کردند، رویمان را از آنها بر می گرداندیم و در دوران مبارزه، بی اعتنا کار خودمان را ادامه می دادیم، این حرف را جوانان مدعی، روشنفکران حرفه یی و قلم به دستان پرگو و یاوه گو صریحا گفتند!
راه دومی که دانشجو می توانست انتخاب بکند، این بود که تا دید این روند یک جست و یک خیز برداشت، نگذارد عقب بماند و فوری خودش را جلو برساند؛ هر کس می خواهد شعار را بدهد، هر کس می خواهد حرف درست را بزند. وقتی درست است، وقتی همان نهایتی است که من برای او داشتم خودم را می کشتم و تلاش می کردم و شعار می دادم، حالا این به وسیله ی مردم دارد انجام می گیرد، به وسیله ی عوام دارد انجام می گیرد، به وسیله ی فلان روحانی یی که اصلا نمی شناختمش ، دارد می شود، پس جلو برویم. این، راه دوم بود. خوشبختانه دانشجویان این راه دوم را انتخاب کردند؛ درست برعکس یهود صدر اسلام... که منتظر بعثت یک پیامبر بودند و آمده بودند در مدینه ساکن شده بودند، برای این که می دانستند این پیامبر از مدینه ظهور خواهد کرد و می گفتند این امیین و این بی سوادان که در مدینه زندگی می کنند ـ بت پرستان و کفارـ این ها که قابل نیستند پیامبر در میانشان ظاهر بشود؛ پیامبر اگر هم بیاید، متعلق به ماست، مریدانش هم ماییم. وقتی پیامبر آمد، ... چوی متعلق به آنها نبود، از قشر آنها نبود، از میان آنها نبود، به او کفر ورزیدند! این، آن شق را انتخاب نکردند. دانشجو به میدان آمد. هنگامی که دید مردم محله اش حرکت کرده اند، دارند با علم و ککتل و شعار مرگ بر فلان و درود بر فلان به طرف مسجد می روند، او هم قاطی مردم شد و رفت؛ نگفت من دانشجویم. این، یک تجربه ی تاریخی و یک موضعگیری دقیق تاریخی بود.
پی نوشت:
سخنرانی در دیدار با اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان 3/9/1361
منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل سوم
علم توحيد هم اگر براى غير خدا باشد، از حجب ظلمانى است؛ چون اشتغال به ماسوى الله است. اگر كسى قرآن كريم را با چهارده قرائت لما سوى الله حفظ باشد و بخواند، جز حجاب و دورى از حق تعالى چيزى عايد او نمىشود. اگر شما درس بخوانيد، زحمتبكشيد، ممكن است عالم شويد، ولى بايد بدانيد كه ميان «عالم» و «مهذب» خيلى فاصله است. مرحوم شيخ [1]، استاد ما، رضوان الله تعالى عليه، مىفرمود اينكه مىگويند: «ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشكل» صحيح نيست. بايد گفت: «ملا شدن چه مشكل، آدم شدن محال است!»
كسب فضايل و مكارم انسانى و موازين آدميت از تكاليف بسيار مشكل و بزرگى است كه بر دوش شماست. گمان نكنيد اكنون كه مشغول تحصيل علوم شرعيه مىباشيد و فقه كه اشرف علوم است مىآموزيد، ديگر راحتيد و به وظايف و تكاليف خود عمل كردهايد. اگر اخلاص و قصد قربت نباشد، اين علوم هيچ فايدهاى ندارد. اگر تحصيلات شما، العياذبالله، براى خدا نباشد و براى هواهاى نفسانيه، كسب مقام و مسند، عنوان و شخصيت در اين راه قدم گذاشته باشيد، براى خود وزر و وبال اندوختهايد. اين اصطلاحات اگر براى غير خدا باشد، وزر و وبال است. اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مىشود. تنها دانستن اين اصطلاحات اثرى ندارد. علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توام نباشد، وبال خواهد بود. چه بسا افرادى كه عالم به علم توحيد بودند و طوايفى را منحرف كردند. چه بسا افرادى كه همين اطلاعات شما را به نحو بهترى دارا بودند، ليكن چون انحراف داشتند و اصلاح نشده بودند، وقتى وارد جامعه گرديدند، بسيارى را گمراه و منحرف ساختند. اين اصطلاحات خشك اگر بدون تقوى و تهذيب نفس باشد، هر چه بيشتر در ذهن انباشته گردد، كبر و نخوت در دايره نفس بيشتر توسعه مىيابد. و عالم تيره بختى كه باد نخوت بر او چيره شده، نمىتواند خود و جامعه را اصلاح نمايد و جز زيان براى اسلام و مسلمين نتيجهاى به بار نمىآورد و پس از سالها تحصيل علوم و صرف وجوه شرعى، برخوردارى از حقوق و مزاياى اسلامى، سد راه پيشرفت اسلام و مسلمين مىگردد و ملتها را گمراه و منحرف مىسازد و ثمره اين درسها و بحثها و بودن در حوزهها اين مىشود كه نگذارد اسلام معرفى گردد، حقيقت قرآن به دنيا عرضه شود، بلكه وجود او ممكن است مانع معرفت جامعه نسبتبه اسلام و روحانيت گردد.
من نمىگويم درس نخوانيد، تحصيل نكنيد، بايد توجه داشته باشيد كه اگر بخواهيد عضو مفيد و مؤثرى براى اسلام و جامعه باشيد، ملتى را رهبرى كرده به اسلام متوجه سازيد، از اساس اسلام دفاع كنيد، لازم است پايه فقاهت را تحكيم كرده صاحبنظر باشيد؛ اگر خداى نخواسته درس نخوانيد، حرام است در مدرسه بمانيد. نمىتوانيد از حقوق شرعى محصلين علوم اسلامى استفاده كنيد. البته تحصيل علم لازم است، منتها همانطور كه در مسائل فقهى و اصولى زحمت مىكشيد، در راه اصلاح خود نيز كوشش كنيد. هر قدمى كه براى تحصيل علم بر مىداريد، قدمى هم براى كوبيدن خواستههاى نفسانى، تقويت قواى روحانى، كسب مكارم اخلاق، تحصيل معنويات و تقوى برداريد. [2]
منبع: صحیفه امام ، جلد 13، صفحه 36
مصاحبه خبرنگار سى. بى. اس (C .B .S) آمريكا با امام خمينى (ره)
سئوال: حضرت آيتالله، آقاى كارتر دولت ايران را متهم به عمليات تروريستى مىكند و مصرا مىگويد كه اگر خداى ناخواسته چنانچه صدمهاى در ايران به اسرا وارد بشود رژيم شما مسئول اين مسئله خواهد بود.
جواب: ملتسىو پنج ميليونى تروريست هستند؟ ! از آقاى كارتر بايد پرسيد كه تشخيص شما در مسائل سياسى هم همين طور است كه يك ملتسىو پنج ميليونى كه همه پشتيبانى از اينها كردند باز شما مىگوييد تروريست هستند! من ديدم كلامى كه از ايشان صادر شده است، معالاسف كلام عاقلانهاى نبود كه: اينها دانشجو نيستند اينها لات هستند. اينها تروريستاند.
- دانشجوها، با لات در منطق شما يكى هستند؟ ! لاتها و اراذل با دانشجوها را شما در منطق تان يكى مىدانيد؟ ! توهين به دانشجوها در سراسر كشورهاى عالم نيست اين مطلب؟ ملت ما را شما تروريست مىدانيد؟ تشخيص شما در مسائل سياسى هم همين طور است كه ملت ما را تروريستبدانيد؟ ! شما مطمئن باشيد كه ملت ما مسلم است و مسلم تروريست نيست و با اينها با كمال رافت عمل مىكند. بهتر است از معامله شما با دانشجوهاى ما در خارج كشور، كه آنطور شما داريد عمل مىكنيد. آيا عمل شما تروريستى است كه دانشجوهاى ما را آنطور اذيت مىكنند و سگها را به جان آنها مىريزند. يا نگهدارى اينها در يك محفظهاى كه محل خودشان بوده است و همه جور آسايش برايشان فراهم است و آمدند ديدند و ما اجازه داديم كه هر روز بروند آنها را ببينند؟ اين عمل تروريستى استيا اين عمل انسانى است؟ و اعمالى كه امثال شماها انجام مىدهيد يك اعمالى است كه شبيه به اعمال تروريستى است.
منبع: صحیفه امام ، جلد 11، صفحه 77
پیام امام خمينى در مورد گروگان ها و تصرف لانه جاسوسى آمريكا در چهارم اسفند 1358
ملت ايران در مقابل اين خاندان كثيف و امريكا و عمال آنان دست از مبارزات بر حق خويش برنمى دارد و نخواهد برداشت.
دولت ايران و جناب آقاى رئيس جمهور تمام كوشش و سعي شان را در استرداد شاه خائن و اخذ اموال ملت ايران از او بنمايند كه ملت دلير دست ازاين خواستبر حقشان برنمىدارند و قدمى به عقب نمى گذارند.
يكى از آثار اين خواست تصرف لانه جاسوسى بود كه مورد تاييد ملت قرار گرفت و چيزى جز عكس العمل جنايات دولت امريكا نمى تواند باشد اكنون كه كميسيون بررسى و تحقيق در مداخلات گذشته امريكا در امور داخلى ايران از طريق رژيم شاه سفاك، توسط جناب آقاى رئيس جمهورى و شوراى انقلاب اسلامى ايران تحقق مى پذيرد. جنايات آنان به اثبات خواهد رسيد.
لازم است در آن روز، معلولين عزيز و قهرمانان انقلاب ما در اين مجمع حضور يابند و خانواده شهدا، طومارهاى جنايات شاه و امريكا را به محكمه بفرستند.
همانطور كه بارها گفته ام ما خواستار استرداد شاه و اموال ملت از او مى باشيم. دانشجويان مسلمان و مبارزى كه لانه جاسوسى را اشغال كرده اند با عمل انقلابى خودشان ضربه اى بزرگ بر پيكر امريكاى جهانخوار وارد نمودند و ملت را سرافراز كردند ولى از آنجا كه در آينده نزديك نمايندگان مردم در مجلس شوراى اسلامی اجتماع مى نمايندف با نمايندگان مردم است تا نسبت به آزادى گروگان ها و امتيازاتى كه در قبال آن بايد بگيرند تصميم گيرند زيرا اين مردمند كه بايد در جريانات سياسى دخالت داشته باشند; البته تا تشكيل مجلس شوراى اسلامى، شوراى انقلاب و جناب رئيس جمهور كوشش خودشان را درباره برگرداندن شاه و اموال ملت و جريانات سياسى كه زمينه اينگونه خواستها را فراهم مى كند، مبذول دارند.
از خداوند متعال نصرت اسلام و شكست دشمنان اسلام را خواستارم.
منبع: صحیفه امام ، جلد 12، صفحه 161
دانشجویان، اى قشرهاى روشنفكر و اى قشرهاى نويسنده، قلمها و گفتار خودتان را در راه اين مستضعفين صرف كنيد، اى دانشمندان ما، اى دانشجويان ما، اى فرهنگيان ما، اى دانشگاهيان ما، اجتماعات خودتان را براى راه اين مستضعفين تقويت كنيد، شما بوديد كه اين همه خدمت كرديد و اين همه خون داديد و اين همه حبس رفتيد و اين همه زجر كشيديد براى خلاصى از يوغ دشمنان، خلاصی از چپاولگرى چپاولگران، نگذاريد زحمات خودتان هدر برود، قلمها را در راه خدمتبه اين خلق به كار بيندازيد، گفتار را در راه خدمتبه مستضعفين و اعمال را در خدمتبه مستضعفين.
دانشجويان عزيز كه پيشروان انقلاب وانشاء الله كسانى هستند كه مقدرات كشور ما بعد ازاين در دست آنهاست دانشجويان عزيزى كه در اين انقلاب همدوش همه برادران در راه اسلام قدم برداشتهاند خوش آمدند. عزيزان من پيش من رهبرى مطرح نيست، برادرى مطرح است، خداى تبارك و تعالى در قرآن كريم ما را برادر خوانده است. انما المومنون اخوه در اسلام رهبرى مطرح نيست، اصلا بزرگان اسلام ما هم در عين حالىكه رهبرهاى معنوى بودند مع ذالك پيششان مطرح نبوده است اين معانى، من خدمتگزار شما باشم بهتر است تا اسم رهبرى، شما دانشجوهاى عزيز، خودتان درصدد اين باشيد كه از غرب زدگى بيرون بياييد. اين گمشده خودتان را پيدا كنيد، گمشده شما خودتان هستيد، شرق خودش را گم كرده و شرق بايد خودش را پيدا بكند. آنها در صددند كه به هر ترتيب شده استخودشان را به ما تحميل كنند و شما بايد مقاومت كنيد.
مقام معلم و مقام دانشجو كه بايد مغز متفكر يك ملت را تشكيل بدهد، از امورى است كه بايد به آن توجه زياد بشود و وظيفه معلم و دانشجو مشخص باشد تا انشا الله بر آن طريقى كه اسلام مىخواهد و مقام انسانيت اقتضا مىكند، از همان طريق راه بروند و طى مقامات را بكنند و به آنجايى برسند كه انسان شوند.
دانشجويان ما بايد خودشان اول توجه بكنند كه رفتار خودشان، كردار خودشان، گفتار خودشان همه اينها منطبق با موازين اسلامى و اخلاقى باشد تا اينكه اگر مردم را دعوت كرديد. به اسلام و بايد هم دعوت بكنيد، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد. خودتان يك وضعى نداشته باشيد كه وقتى بگوييد، مسخره كنند كه آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه مىكند.
از شما دانشجوهاى عزيز كه اميد آينده كشور اسلامى هستيد تشكر مىكنم كه تشريف آورديد در اين روز سرد و با شما ملاقات مىكنم. شما مىدانيد كه هر چه از خوبيها و بديها براى يك ملتى تحقق پيدا مىكند، وابستگى يا استقلال، در قيد و بند بودن و اختناق يا آزادى، تابع تربيتهاى دانشگاهى است. آنچه كه دانشگاه در يك كشورى نقش دارد از امور مهمهاى است و نقش بزرگى دارد كه اين نقش بزرگ را اگر ايفا كند و به طور صحيح ايفا كند، كشور را به مقصد اعلاى خودش مىرساند.
اين كارى كه شما دانشجوهاى عزيز داريد و آن كار توجه به مسائل اسلامى دانشگاه، از امور بسيار با اهميت و ارزشمند است و از آن طرف بسيار با مسئوليت.
جوانان متعهد در طول تاريخ به خصوص دانشجويان مسلمان در نسل حاضر و در نسلهاى آينده سرمايههاى اميدبخش اسلام و كشورهاى اسلامى هستند. ايناناند كه با تعهد و سلاح و استقامت و پايدارى مىتواند كشتى نجات امت اسلامى و كشورهاى خود باشند و اين عزيزاناند كه استقلال و آزادى و ترقى و تعالى ملتها مرهون زحمات آنان است و ايناناند كه هدف اصلى استعمار و استثمارگران جهاناند و هر قطبى درصدد صيد آنان است و با صيد آنان است كه ملتها و كشورها به تباهى و استضعاف كشيده مىشوند.
و اكنون اى جوانان عزيز! و اى دانشجويان و دانشمندان! و اى اميد امروز و فرداهاى امت و اسلام! امانتبزرگ استقلال و آزادى كه از دام دو قطب شرق و غرب با مجاهدت و فداكارى ملت عظيمالشان ايران به دست آمده است، به شما عزيزان سپرده شده و مسئوليتبزرگى به عهده همه گذاشته است، همه ملتبه خصوص دانشجويان مسلمان كه رهبران آينده هستند، مسئول نگهبانى از اين امانتبزرگ الهى مىباشند.
منبع: صحیفه امام ، جلد 10، صفحه 473

