Doorandish 200x267         شهید بابک مینائی زاده
نام پدر : عبدالخالق
رشته تحصيلي : مهندسی الکترونیک
محل تولد : تهران
تاريخ تولد :  1342
تاريخ شهادت : 1365/06/10
محل شهادت : حاج عمران

شهید بابک (مرتضی) مینائی زاده در مرداد سال 1342 در خانواده ای متوسط در منطقه نازی آباد تهران متولد شد. دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدارس منطقه نارمک گذراند و در تمام دوران تحصیل جزء شاگردان ممتاز به شمار می آمد. دوران متوسطه را در دبیرستان هشترودی به اتمام رساند و باز هم جزء افراد برتر مدرسه بود.
سنین نوجوانی او با انقلاب و حرکات خداپسندانه مردم ایران توأم شده بود و مرتضی همراه بقیه مردم در به ثمر رساندن این نهضت حسینی به رهبری امام خمینی شرکت و فعالیت داشت. فعالیت و کار در انجمن اسلامی دبیرستان و تلاش در مسجد هم باعث رشد خود مرتضی می شد و هم گامی بود در جهت تقویت این انقلاب شکوهمند. مرتضی در روز 19 اسفند ماه سال 59 در سخنرانی و تظاهرات منافقین و بنی صدر در دانشگاه تهران به شدت مورد ضرب و شتم منافقین قرار گرفت. او با فرمان امام جهت تشکیل ارتش بیست میلیونی به عضویت بسیج در آمد.
در سال 1361 به عضویت سپاه پاسداران درآمد و فعالیت خود را با گذراندن دوران آموزشی و عقیدتی در پدافند هوایی سپاه آغاز نمود. در سال 1362 در کنکور سراسری شرکت و در رشته الکترونیک دانشگاه مشهد پذیرفته شد. جبهه رفتن ایشان تقریباً از همان اوایل جنگ آغاز شد و چند مرتبه پس از پذیرش در دانشگاه، در جبهه به مردم فداکار ایران خدمت کرده بود. در مدتی که دانشگاه می رفت (در طول سه سال) در هر فرصتی که پیش می آمد به جبهه می رفت.
در سال 1365 موفق شد تا در عملیات کربلای 2 شرکت نماید و البته این عملیات دریچه ای بود به سوی معشوقی که سالها بیتابش بود و عشقش این بود که در راه او و به سوی او برود. مرتضی در این عملیات به دیدار محبوبش نایل آمد و پیکر پاکش مدت ها در منطقه باقی ماند. پس از 9 ماه خبری مبنی بر اینکه مرتضی را به تهران آورده اند به خانواده رسید و همه فهمیدند که او شهیدی در راه آرمانهای امام عزیزش بوده است.

بخشی از وصیتنامه شهید
«...وصیت می کنم به امت اسلامی و بخصوص به ملت ایران که اینک به صورت امیدی برای ملل جهان در آمده اند به وحدت هرچه کیفی تر و گسترده تر که بتواند هجوم بی امان فرهنگی و نظامی و اقتصادی را با پاسخی در خور آنها جوابگو باشد.
برادران عزیز همسنگرم! از شما می خواهم مانند همیشه جهاد اکبر را سرلوحه کارتان قرار دهید که همانا غفلت از این امر باعث به تأخیر افتادن پیروزی ها از جانب خداوند خواهد گشت. پاسداران عزیز، ای آنانی که اماممان آرزو دارند به جای شما باشند، این مطلب شما را به عظمت مسؤولیتتان آگاه می سازد. مبادا مقام دوستی و مال پرستی و باندبازی را جایگزین روحیه خدمت خالصانه به انقلاب اسلامی سازید.
دانشگاهیان! همت خود را مصروف به این مسأله سازید که دانشگاه را به مجتمع انسان سازی مبدل کنید نه اینکه علم مانند حجابی ظلمانی در قلب شما قرار گیرد و از هدف اساسی که تلاش برای خدمت به مردم است باز دارد. اینک که جهانخواران از تجاوز نظامی و حصر اقتصادی برای تضعیف اراده امت ما سودی نبرده اند، قصد یورش مخفیانه به فرهنگ انقلاب را دارند، پس باید با تمسک و شناخت هر چه بیشتر فرهنگ غنی اسلام به این تهاجم پاسخ بدهیم. نمودی از این یورش نفوذ دادن دوباره فرهنگ غرب که همراه مبلغینش از این مملکت رانده شده بود در بین مردم بخصوص قشر جوان و نوجوان است که از آن جمله بدحجابی و پوشیدن لباسهای مبتذل است. خواهرانم حجاب اولین و بزرگترین سنگر شماست، پاسدار آن باشید».