![]() |
شهید سید احمد معافی نام پدر : سید قاسم رشته تحصيلي : الهیات محل تولد : رامسر تاريخ تولد : 1339 تاريخ شهادت : 1361/11/02 محل شهادت : تنگه چزابه |
شهید سید احمد معافی در سال 1339 در خانواده ای متوسط و مذهبی در شهر رامسر به دنیا آمد. از همان اوان کودکی در کارهای کشاورزی دائماً یار و همراه پدر بود و از همان ایام به مسائل مذهبی علاقه فراوان داشت. وی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان شهید بحری و دوران راهنمایی را در مدرسه راهنمایی آیت اللَّه کاشانی و متوسطه را در دبیرستان امام خمینی به پایان رسانید و در سال 1358 موفق به اخذ دیپلم شد و سپس با شرکت در کنکور در پاییز سال 1358 به دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد راه یافت و در رشته فلسفه و حکمت مشغول تحصیل شد. پس از یک سال تحصیل که دانشگاهها تعطیل شدند، به رامسر بازگشت.
شهید معافی به هنگام تحصیل در دانشگاه از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه بود و در این انجمن شرکت فعّال داشت و از کسانی بود که دائماً با گروهک ها به بحث و مبارزه می پرداخت برای تصرف ستاد منافقین ضد خلق در مشهد فعالیت زیادی می کرد و همچنین در کلاسهای شهید دیالمه شرکت می جست. وی پس از تعطیلی دانشگاهها و بازگشت به رامسر همزمان با تشکیل جهاد سازندگی از اولین کسانی بود که وارد جهاد سازندگی شد و بی قرار و پر انرژی در این نهاد به فعالیت شبانه روزی مشغول شد و مدتی نیز مسؤول امور مالی نهضت سواد آموزی و همچنین دبیر دبیرستان های رامسر بود و همزمان در گروه مقاومت و انجمن اسلامی نارنج بن فعالیت می کرد.
وی همچنین با همکاری سپاه و دیگر دوستانش، یک کتابفروشی در این محل ایجاد نمود که مرکز فعالیت جوانان مؤمن و متعهد نارنج بن بود. اعزام شدن به اشکور جهت رأی گیری و درو نمودن گندم کشاورزان، بردن فیلم به روستاها و سخنرانی در کنار آن از دیگر فعالیت های این شهید بود. این شهید عزیز بارها از سوی منافقین تهدید به مرگ شده بود و یک بار که با دوستان از نمایش فیلم در یکی از روستاها باز می گشتند، منافقین با گذاشتن سنگ در جاده سعی نمودند که ماشین را منحرف و به درّه پرت نمایند که به این هدف شوم خود نرسیدند و یک شب نیز در جلوی منزل وی بمبی منفجر کردند که این بار هم به منظور پلید خود نرسیدند. این همه فعالیت وی را راضی نمی کرد و همیشه آرزوی رفتن به جبهه را داشت که راهی جبهه نبرد حق علیه باطل شد و پس از مدتی فعالیت در قسمت تخریب به فیض عظیم شهادت نایل گشت.
بخشی از وصیتنامه شهید
«...شاید زمان آن رسیده باشد که من هم قدمی جدّی در راه خدا و یاری امام خود بردارم تا مبادا در محضر الهی حاضر شده و هیچ کوششی جهت پیشبرد اهداف اسلامی انجام نداده باشم و خواستم گام بردارم. بدین منظور برای اعزام به جبهه ثبت نام نمودم تا از این طریق دین خود را نسبت به وظیفه ای که هر مسلمان نسبت به اسلام دارد ادا نمایم و ان شاءاللَّه خداوند سبحان مرا از وسوسه شیطانی دور نموده، تا نیت خود را خالص و فقط برای رضای خدا گام بردارم و ذره ای تظاهر ننمایم.
دین اسلام همواره از آغاز تاکنون درگیر دشمنان سرسخت بوده است و همیشه برای بقای اسلام، مسلمین کوشش ها نموده و خونهای عزیزانشان ریخته شده است و گاهی تمام هستی خود را از دست داده اند ولی هیچگاه از پای ننشستند و به مبارزه ادامه دادند؛ زیرا دستور خدا چنین است که برای پایدار ماندن دین خدا بایستی استقامت نمود. امروز کشور ما با رهبری های پیامبر گونه امام امّت می خواهد اسلام را آن طور که هست به مسلمین و همه جهانیان بنمایاند ولی حکام جابر ممالک اسلامی که همگی دست نشانده شیطان بزرگ عصر می باشند برای آنکه منافع خودشان و ارباب به خطر نیفتد با انواع حیله ها سعی در جلوگیری و نابودی انقلاب نموده ولی به لطف خدا تاکنون پیش آمده ایم و با قدرت هر چه تمام در مقابل دشمن که در مقام عناد وارد سرزمین اسلام شده ایستاده و قصد داریم تا آنجا که توان داریم، ادامه دهیم. بدین منظور بایستی کاری و ایثاری نماییم و از مال و جان خود بگذریم و از دیگران سبقت بگیریم، زیرا آنچه که برای خدا برود هیچکدام وهیچگاه از بین نمی رود.
خداوند رهبر این انقلاب و همه شاگردان و یاران باوفای او را برای اسلام و مسلمین حفظ نماید تا بتوانیم هرچه بیشتر اهداف عالیه اسلامی را پیش ببریم و دنیا را با اسلام آشنا سازیم و مسلمانها را از وظیفه ای که خدا به عهده ما و آنان گذاشته است، آگاه نماییم. در دنیا دو جبهه وجود دارد. یکی جبهه باطل که همان جبهه فرعون و نمرود و امریکاست و جبهه حق که همان جبهه تمامی پیامبران و امامان و راه امام خمینی است. سعی نماییم اطاعت خود را از امام که همان اطاعت از خدا و رسول است خالص تر و بیشتر نموده تا جبهه حق دچار ضعف و سستی نشود. اگر ما وظیفه خود را انجام ندهیم امام مسؤول نخواهد بود، زیرا او کار خود را انجام می دهد و ما هم باید وظیفه خود را انجام دهیم. می دانیم که امام حسن(ع)و امام علی (ع)بواسطه انجام ندادن مردم زمانشان به وظایف خود همواره گلایه می کرده اند و بواسطه عدم اطاعت مردم از امام، حکومت معاویه رشد نمود و آنچه که باید بر سر مسلمین بیاورد، آورد.
وجود همه انسانها و ما و شما از آن خداست. پس این امانت را که به دست شما سپرده اند روزی باید به صاحب اصلی برگردانده شود و چه خوب است که انسان خود بارضایت آن را در راه خدا بدهد و این هیچ ناراحتی ندارد. البته شما رانمی توانم از ناراحتی باز دارم، زیرا این یک امر طیبعی است ولی صبر بهتر است. صبر را پیشه کنید و خدا صابران را دوست دارد. هیچگاه زبان به گلایه نگشایید؛ زیرا از اجر شما می کاهد و شما را از مقامی که دارید پایین می آورد. می دانید خدا به پیغمبر چه گفته. خدا فرموده: ای پیامبر به مسلمین بگو آیا غیر از این دو نیکی می خواهید یا شهادت و یا پیروزی که هر دو در نظر خدا و ما نیک است.
به برادرانم توصیه می کنم از پدر و مادر اطاعت نموده و برای رضای خدا این کار را بکنید زیرا خدا آنها را که نسبت به پدر و مادر نیکی کنند دوست دارد و اجر می دهد و ان شاءاللَّه در کارهایتان همیشه خدا را در نظر دارید، فرزندانتان را برای خدا بزرگ کنید و به خدمت در راه خدا وا دارید؛ زیرا آن کس که خدا ندارد هر چه داشته باشد باز هیچ ندارد ولی آنکه خدا دارد هر چند همه چیزش را از دست بدهد باز خدا را دارد و صاحب همه چیز است».


