![]() |
شهید مهرداد عابدین زاده نام پدر : حسن رشته تحصيلي : مهندسی برق-قدرت محل تولد : آبادان تاريخ تولد : 1341 تاريخ شهادت : 1365/11/26 محل شهادت : شلمچه |
بین من و دوست هیچ غیر از تن نیست
بخشی از وصیتنامه شهید
«بار دگر شکر فراوان بر پروردگار جهانیان که این چنین سعادت را نصیب ما کرد که در این روزگار باشیم و از جمله کسانی قرارمان داد که سوار بر این کشتی شویم و امید دارم که تا به آخر لیاقت این سفر پر فراز و نشیب در دریای عشق سوز الهی را داشته باشیم و نه مانندگل و بلبل یا شمع و پروانه بلکه بسیار بالاتر از آن به سوی حق بالا بکشیم. آری انقلاب تحولی بس عظیم در همه ارگان زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ما ایجاد نمود ولی هنوز راه بسیار طولانی است و توشه کم. برماست که با بهره گیری از تعالیم الهی خود و انقلابمان را بارور سازیم. در طول این مدت هفت سال و اندی که از انقلاب و جنگ می گذرد، هر چند هرگز نتوانسته ام دین خود را به اسلام ادا کنم ولی بسیار به دنبال این مسئله بوده ام. اگر به دانشگاه رفته و جبهه را رها کردم، هرگز خود را یک دانشگاهی نمی پنداشتم و اصولاً خود در آنجا بودم و فکر و ذهنم در جبهه ها بود.
همواره آرزویم این بود که در کنار بسیجیان عاشق باشم و به صحبتهای شیرین آنها گوش کرده و ساعاتی را که در کنار این سربازان امام زمان (عج) میگذرانم، از شیرین ترین و خوشترین ساعات زندگی ام می باشد. اینجا می فهمم که محبت، عشق و دوستی یعنی چه وقتی ایمان چون کوه استوار آن هیکل نحیف را می بینم، از خود شرمم می گیرد. می خواهم بگویم ای سربازان امام زمان (عج) هرگز آرام نگیرید و اجازه تجدید قوا و آسایش به کفار ندهید و با شدت و قدرت بر آنها تاخته و یاور امام باشید. خمینی، این گل گلزار محمد (ص)و این میوه درخت پر بار امامت را یاور باشید که خدا ما را نصرت دهد و این کوردلان و لالهای زبان دراز بدانند که پیروزی از آن حق است و خود باطل، نابود شدنی و زبونند. پس زبان درازتان را از شرم الهی کوتاه کنید و تا دچار قهر خداوند نشده اید توبه کنید که خداوند بخشنده و مهربان است.
هر چند جبهه را رها کردم و به دانشگاه رفتم ولی این صرف جهت انجام تکلیف بود امیدوارم خداوند این مختصر اعمال مرا بپذیرد و مرا به سربازی قبول نماید. به امید فتح کربلا و قدس و پیروزی رزمندگان اسلام. »


