من خودم ميديدم شليك آر.پى.جى را كه نيروهاى ما بلد نبودند، به آنها تعليم ميداد؛ چون آر.پى.جى جزو سلاحهاى سازمانى ما نبود؛ نه داشتيم، نه بلد بوديم. او در لبنان ياد گرفته بود و به همان لهجهى عربى آر.بى.جى هم ميگفت؛ ماها ميگفتيم آر.پى.جى، او ميگفت آر.بى.جى. او از آنجا بلد بود؛ يك مقدار هم از يك راههائى گير آورده بود؛ تعليم ميداد كه اينجورى آر.پى.جى را بايستى شليك كنيد. يعنى در ميدان عمليات و در ميدان عمل يك مرد عملى به طور كامل. حالا ببينيد دانشمند فيزيك پلاسماىِ در درجهى عالى، در كنار شخصيت يك گروهبانِ تعليم دهندهى عمليات نظامى، آن هم با آن احساسات رقيق، آن هم با آن ايمان قوى و با آن سرسختى، چه تركيبى ميشود. دانشمند بسيجى اين است؛ استاد بسيجى يك چنين نمونهاى است. اين نمونهى كاملش است كه ما از نزديك مشاهده كرديم. در وجود يك چنين آدمى، ديگر تضاد بين سنت و مدرنيته حرف مفت است؛ تضاد بين ايمان و علم خندهآور است. اين تضادهاى قلابى و تضادهاى دروغين - كه به عنوان نظريه مطرح ميشود و عدهاى براى اينكه امتداد عملى آن برايشان مهم است دنبال ميكنند - اينها ديگر در وجود يك همچنين آدمى بىمعنا است. هم علم هست، هم ايمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل. اينكه گفتند:
با عقل آب عشق به يك جو نمیرود
بيچاره من كه ساخته از آب و آتشم
نه، او آب و آتش را با هم داشت. آن عقل معنوىِ ايمانى، با عشق هيچ منافاتى ندارد؛ بلكه خود پشتيبان آن عشق مقدس و پاكيزه است.
خب، حالا توقعى كه ما داريم و اين توقع، توقع زيادى هم نيست، يعنى آن زمينهاى كه انسان مشاهده ميكند - اين روحيه هاى پرنشاط شما، اين دلهاى پاك و صاف، اين ذهنهاى روشن، اين جوّال بودن فكرهاى شما كه انسان در عرصههاى مختلف از نزديك شاهد است - اين اميد را و اين توقع را به انسان ميبخشد، اين است كه فرآوردهى دانشگاه جمهورى اسلامى - نه به نحو استثنا بلكه به نحو قاعده - چمرانها باشند؛ نه اينكه چمرانها يك استثنا باشند. اين اميد، اميد بىجائى نيست.
(بيانات در ديدار اعضاى بسيجى هيئت علمى دانشگاهها02/04/1389)
منبع: www.khamenei.ir
ممکن است بعضی از اساتید در دانشکده های مختلف، خیلی تعهد اسلامی نداشته باشند. اصراری نیست که همه ی اساتید افرادی باشند که پایبند و متعهد به اسلام باشند؛ نه ، ممکن است استادی پایبند به اسلام هم نباشد؛ ما روی این فرد حساسیت نداریم؛ اما روی این که علیه اسلام و علیه انقلاب اسلامی در دانشگاه فعالیت بشود، حساسیت داریم. [1]
وقتی که استادی به آن جا بیاید و یک فعالیت ضد اسلامی و ضد انقلابی و ضد انقلاب اسلامی را آغاز بکند، طبعا حساسیت به وجود می آید، دانشگاه از محل درس خارج می شود، ... این جوانان مقابله می کنند، اساتید مومن مقابله می کنند، روسای دانشکده ها و مسؤولان دانشگاه ـ که کلا مؤمنندـ مقابله می کنند؛ یک اصطکاک به وجود می آید و دانشگاه از دانشگاه بودن خودش خارج می شود؛ یعنی دیگر دانشگاه نخواهد بود و در آن جا تحصیل انجام نمی گیرد. [2]
گاهی هست که استادی حرف هم نمی زند، اما آن چنان رفتار می کند که در کلاس او دختر چادری احساس هضم می کند؛ احساس می کند که دارد آب می شود، احساس می کند که محکوم است. اینها چیزهای خیلی واضحی است. اینها از آن چیزهایی است که اهل نکته یابی و نکته سنجی، به آسانی و به روشنی، هم می فهمند و هم می توانند رویش انگشت بگذارند...؛ بخصوص در آن جایی که ان استاد گلوگاهی را گرفته است؛ یعنی نقطه ی امتحان، نقطه ی شهادت و اعلام نظر. آن جا مواظب باشید که ارزشهای اسلامی، صددرصد ارزشهای غالب و حاکم باشد. [3]
مواظب باشید که این استاد از وجود خودش، نخواهد بی دینی صادر کند. به حریم این شیء مقدس، مساس و اصطکاکی نداشته باشد، اشکالی ندارد که بیاید. اگر اصطکاک داشت، نیاید. این، حرف همیشه ی من است. همیشه اعتقادم این بوده و هست. آن استادی که بناست بیاید علمی را بیاموزاند و اعتقادی را که روح آن علم است، بگیرد و از بین ببرد، نباید بیاید. این، درد و مضر است. [4]
پی نوشت:
1. بیانات در دیدار با سرپرست و معاونان دانشگاه فردوسی مشهد 30/5/1362
2. بیانات در دیدار با سرپرست و معاونان دانشگاه فردوسی مشهد 30/5/1362
3. بیانات در دیدار با رؤسای دانشگاههای آزاد سراسر کشور 26/2/1373
4. بیانات در دیدار با وزیر و مسؤولان وزارت فرهنگ و آموزش عالی و رؤسای دانشگاههای سراسر کشور 23/5/1369
منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل دوم
اولاً اين جلسه بيش از همه چيز يك جنبهى نمادين خواستيم داشته باشد. من ميخواهم احترامى كه براى استاد و براى عالم قلباً و روحاً قائلم، در سطح جامعه منعكس بشود. ما نياز داريم به اينكه دانشمندان ما، اساتيد ما در جامعه احساس كرامت كنند.
بهترين مشوق براى گسترش علم، تكريم دارندهى علم است. و اساتيد دانشگاههاى ما، برجستگان و نخبگان مراكز پژوهش ما، در زمرهى كسانى هستند كه برجستگان علمى و نخبگان علمى به حساب مىآيند.
بنابراين، اين جلسه در درجهى اول براى اين است و اين مقصود با اين نشست و برخاست ما بحمداللَّه حاصل ميشود. شما دوستان عزيز، برادران و خواهران بدانيد، بنده نسبت به عالم و نسبت به علم، احساس احترام و تكريم و تواضع در قلب خودم دارم و مايلم كه در كل كشور، همهى ما - از مسئولين و آحاد مردم و ردههاى مختلف مديريتهاى جامعه - اين احساس را هم داشته باشند، هم در عمل آن را بروز بدهند، كه البته بروز هم ميكند. [1]
در طلبگی، تاثیر پذیری شاگرد از استاد طوری است که این شاگرد حاضر است نوکر استادش باشد. شاگردانی که وقتی تقریر استادشان را می نویسند و مثلا در مقدمه اش می نویسند که این درس فلانی است و از روی دل می نویسند مثلا مربوط به استادمان « روحی فداه » است ـ که حاضرند قربان استادشان بروندـ کم نیستند؛ فراوانند. فرهنگ استاد ـ شاگردی در حوزه های علمیه، چیز خیلی سطح بالایی است. البته در فرهنگ جدید این طور نیست؛ که این هم یکی از عیوب شیوه ی تعلیم و تعلم جدید متخذ از اروپاست که استاد پیش شاگرد،قدر و ارزش و احترامی ندارد و شاگرد برایش گردن کلفتی هم می کند! [2]
ما واقعا دوست داریم که تخصص و علم بی قدر نشود. یک استاد غیر مسلمان که واقعا عالم است، موافقیم که به چنین انسانی احترام بشود؛ چون احترام به او، احترام به علم است. [3]
پی نوشت:
1.بیانات در ديدار نخبگان علمى و اساتيد دانشگاهها
2.بیانات در دیدار با اعضای سمینار اسلامی کردن دانشگاهها 14/12/1364
3.بیانات در دیدار با سرپرست و معاونان دانشگاه فردوسی مشهد 30/5/1362
منبع: www.khamenei.ir
در آن جایی که مباشرت کار وجود دارد، شما به تخصص احتیاج دارید؛ تخصص را رد نکنید. این که این آقا یک روزی طاغوتی بوده، حالا این جا درس ندهد، منطق درستی نیست. ... این پیچ و مهره هم طاغوتی است، این پیچ و مهره هم اصلا به دست طواغیت و بت پرستان ساخته شده؛ شما ببینید چه قشنگ کار گذاشته شده و چه قشنگ از آن استفاده می کنید؛ از او هم استفاده کنید. [1]
آن کسی که حاضر است خدمت و تخصص خودش را در اختیار این جمهوری و در اختیار شما بگذارد، حداکثر بهره یی که ممکن است، از او ببرید. البته این را با یک دید مادی نمی گویم؛ با دید عاطفی مطرح می کنم. نمی گویم مثل انار فشرده شده او را بمکید و بعد دورش بیندازید؛ ... نخیر، این را می گویم که حتی به عنوان یک انسان که محتوایی دارد و متعلق به انسانیت و تاریخ و رشد انسانهاست، احترامش هم بکنید و از او استفاده نمایید. [2]
من هم صددرصد طرفدار همین هستم که متخصصان برگردند؛ اما این نکته را هم می خواهم تاکید کنم که برگشتن متخصصان و بهره گیری از آنان ، به معنای بیرون راندن متعهدان نباشد. متاسفانه این کار در جاهایی انجام می گیرد. متخصص بی تعهد را می آورند، که با آمدن او، متخصص متعهد را گریزان می کنند. [3]
پی نوشت:
1. بیانات در دیدار با شورای مدیریت جهاد دانشگاهی
2. بیانات در دیدار با شورای مدیریت جهاد کشاورزی 9/3/1361
3. بیانات در دیدار با سرپرست و معاونان دانشگاه فردوسی مشهد 30/5/1362
منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل دوم

