همين نهضت نرم‌افزارى و توليد علم كه بنده گفته‌ام، در دانشگاه شما و در رشته‌ى علوم انسانى، همين است كه هر چه مى‌توانيد بيشتر بياموزيد و تحقيق كنيد. البته همان‌طور كه گفتم، اساتيدى هستند كه فرآورده‌هاى انديشه‌هاى غربى در علوم انسانى، بت آنهاست. در مقابل خدا مى‌گويند سجده نكنيد؛ اما در مقابل بت‌ها به راحتى سجده مى‌كنند؛ دانشجوى جوان را دست او بدهى، بافت و ساخت فكرى او را همان‌طورى كه متناسب با آن بت خود او است، مى‌سازد؛ اين ارزشى ندارد و درست نيست.

بنده به اين‌طور افراد، هيچ اعتقادى ندارم. اين استاد هر چه هم دانشمند باشد، وجودش نافع نيست، مضرّ است. امروز خوشبختانه ما دانشمندان جوانِ مؤمن و تحصيل‌كرده‌هاى باايمان داريم كه مى‌توانند يك حركت علمىِ فراگير و به معناى واقعى كلمه، در عرصه‌ى علوم انسانى به وجود آورند؛ از اينها بايد استفاده بشود. مواظب باشيد دچار آن بت‌پرستى نشويد؛ آن كسى كه در فلسفه، اقتصاد، علوم ارتباطات و سياست، همان حرفى كه از دهن يك متفكر غربى درآمده، آن را حجت مى‌داند؛ حالا گاهى اوقات آن حرف هم در خود غرب نسخ شده! از اين نمونه‌ها ما زياد هم داريم.

 (دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) 29/10/384 )

منبع: www.khamenei.ir 

نكته‌ى ديگر اين است كه درباره‌ى بحث توليد علم و مسأله‌ى جنبش نرم‌افزارى - كه ما مطرح كرديم - مراكز تحقيقى جواب دادند، دانشگاه‌ها هم در سطوح محققين و اساتيد جواب دادند و از اين جهت بنده حقيقتاً خشنودم؛ منتها در سطح دانشجويان و جوانان اين معنا جدى گرفته نشده و تحقق پيدا نكرده؛ در حالى كه از استعداد جوان و نيروى جوان، خيلى بايد استفاده كرد. اين كار، كار اساتيد است. بخصوص دانشجويان دوره‌هاى تكميلى، اگر بوسيله‌ى استاد راهنمايى بشوند، مى‌توانند حقيقتاً در نوآورى علمى، همان اساتيد خودشان را در مواردى پشت سر بگذارند. گاهى استاد، شاگردى را راهنمايى مى‌كند و دست‌گيرىِ علمى مى‌كند و آن شاگرد با دست‌گيرىِ استاد، از خود استاد جلوتر مى‌رود؛ از اين قبيل موارد زياد اتفاق افتاده است. اين را بايستى تحقق بخشيد.

نكته‌ى ديگر اين است كه ظاهراً از اول - من خودم چون دانشگاهى نبوده‌ام و در محيط دانشگاه رشد نكرده‌ام، خيلى نمى‌توانم در اين زمينه اظهارنظر كنم؛ اما هميشه از دوستان دانشگاهى شنيده‌ام - بناى دانشگاه، برخلاف حوزه‌هاى علميه، بر تعمق در درس و ترجيح عمق‌يابى بر حفظ، نبوده است؛ اين عيب است. در حوزه‌هاى علميه، براى طلبه‌ى درسخوان - نه آن كسى كه درس نمى‌خواند - محفوظات مطرح نيست، بلكه مطلب را بايستى بفهمد؛ از يك سطحى به آن طرف بايد علاوه‌ى بر فهم، در اين مسأله صاحب‌نظر هم بشود. دوره‌هاى دكترىِ شما هم براى همين است؛ تا صاحب‌نظر بشوند. اين حالت رشد روحيه‌ى پرسشگرى و تقويت تحقيق و پيگيرى و پيوسته‌خواهى و قانع نشدن و اينها را بايد در دانشجو تربيت كرد. در درسهاى ماها و در حوزه‌هاى علميه، گاهى در يك درس، پانصد يا هزار نفر مستمع و شاگرد نشسته‌اند، يك نفر از شاگردها وقت استاد و وقت ديگران را با اشكال مى‌گيرد و به استاد اشكال مى‌كند؛ مطلقاً در عرف چنين مجلسى وجود ندارد كه استاد ناراحت بشود كه چرا اشكال كردى، يا آن دانشجوهاى ديگر ناراحت بشوند كه آقا وقت ما گرفته شد. نه، در عرف حوزه‌اى ما اينگونه است؛ اشكال كردن، حقِ طلبه و حق يكايك طلبه‌هاست و آنها از اين حق استفاده مى‌كنند و استاد هم مطلقاً گله‌مند نيست؛ بلكه خوشحال است از اينكه مستشكلينى در درس هستند؛ يكى از افتخارات اساتيد اين است كه در درس ما مستشكلين متعددى هستند. اين بايد در دانشگاه رواج پيدا كند؛ يعنى بايد اشكال كردن به استاد، پرسشگرى و تحقيق، رواج پيدا كند؛ و اين دست شماست.

يك مسأله، مسأله‌ى نقشه‌ى حركت علمى كشور است كه من اين را در سال گذشته مطرح كردم. البته توقع نمى‌كنم كه اين كار را دانشگاه فردوسى انجام بدهد، اما توقع مى‌كنم كه دانشگاه استخوان‌دارِ ريشه‌دارِ فردوسى در اين كار سهيم بشود؛ روى اين فكر كنيد. ما براى پيشرفت علم در كشور، به نقشه‌ى كلى علمى احتياج داريم. درباره‌ى چه چيزى مى‌خواهيم تحقيق كنيم؟ چه چيزى را مى‌خواهيم فرابگيريم؟ چگونه اين اجزاء علمى پراكنده، به هم متصل مى‌شوند؟ در كجا از اتصال اينها، مى‌شود براى آينده‌ى كشور و حركت كشور بهره برد؟ اينها جز با يك نقشه‌ى علمى، براى كشور امكانپذير نيست. البته نقشه‌ى علمى، نقشه‌ى دائمى نيست؛ مدت‌دار و زمان‌دار است. ممكن است در اين برهه نقشه‌ى علمى يك چيز باشد، ده سال ديگر نقشه‌ى علمى بكلى تغيير كند و چيز ديگرى باشد؛ ليكن اين نقشه‌ى علمى لازم است. در اين زمينه انتظار دارم دانشگاه شما - چه دانشگاه پزشكى، چه دانشگاه فردوسى - كمك كنند تا اين كار در بين اساتيد و در بين محققين و در بين دانشمندان و علماى دانشگاهى ما، تبديل به يك مطالبه‌ى عمومى بشود. اين هم يك مسأله است.

  (ديدار با استادان دانشگاه هاى استان خراسان‏ در دانشگاه فردوسى مشهد 25/02/1386)

منبع: www.khamenei.ir

شما آقايان و خانمهايى كه اينجا تشريف داريد، گزيده و نمونه‏اى هستيد از اساتيد كشور. آنچه كه اساتيد ما براى پيشرفت علم، وجهه‏ى همت خودشان بايد قرار بدهند، اولًا «شجاعت علمى» در همه‏ى بخش‏هاست؛ هم در بخشهاى علوم انسانى، هم در بخشهاى علوم تجربى، هم در بخشهاى نزديك به عمل و فناورى، و هم در بخشهاى علوم پايه. نظريه را دنبال كنند، توليد كنند، خلق كنند، ابداع كنند، نقد كنند؛ چشم‏بسته و تقليدى نبايد كار را دنبال كرد. مشكل ما در گذشته هميشه اين بوده كه در زمينه‏هاى مختلف- در همه‏ى زمينه‏هاى علمى- چشم‏بسته و تقليدى نگاه كرديم كه ببينيم غربى‏ها چه مى‏گويند.

درست است كه غربى‏ها حد اقل دو قرن، دو قرن و نيم از ما در حركت علمى جلوتر بودند و به مناطق خيلى عجيب و باورنكردنى‏اى هم رسيدند؛ در اين ترديدى نيست. ما هم عقب مانديم؛ با همه‏ى افتخارات گذشته‏مان، به خاطر تنبلى‏ها و سوء سياستها؛ در اين ترديدى نيست.اما من قبلًا هم گفته‏ام، ما از شاگردى كردنِ پيش كسى كه بلد است، ننگمان نمى‏آيد؛ ولى مى‏گوييم نبايد فكر كنيم كه ما هميشه بايد شاگرد بمانيم. معناى اين نگاه تقليدى، اين است: ما هميشه بايد شاگرد بمانيم. نوآورى لازم است. اعتماد به نفسِ شخصى و اعتماد به نفسِ ملى در اساتيد ما، يك ضرورت است. اولًا، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و كار علمى بكند. به آن كار علمى‏اش تكيه بكند و افتخار كند. ثانياً، اعتماد به نفسِ ملى داشته باشد. به قابليت و تواناييهاى اين ملت اعتماد داشته باشد. اگر اين معنا در يك استاد وجود داشته باشد، اين سرريز خواهد شد در محيط درس، در كلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثير تربيتى خودش را خواهد گذاشت. و ثالثاً پركارى؛ ما يك مقدارى از ناحيه‏ى كم‏كاريهايمان و تنبلى‏هايمان- در بخشها و سطوح مختلف- ضربه خورديم. بايد كار كرد و از كار نبايد خسته شد. بنابراين نوآورى و ابتكار، شجاعت علمى، اعتماد به نفس شخصى و ملى و كارِ متراكم و انبوه، علاج كارِ پيشرفت علمى ماست. مخاطب اين هم اساتيد دانشگاهند.

نكته‏ى سوم اين است كه- اين شايد دنباله‏ى آن مطلب قبلى باشد- بنده از چند سال قبل از اين، مسئله‏ى توليد علم و نهضت علم و خطشكنى علمى را مطرح و درخواست كردم. امروز خوشبختانه اين به يك خواست عمومى در محيطهاى دانشجويى و علمى تبديل شده است. مى‏بينيم بارها از زبان دانشجوها و اساتيد تكرار مى‏شود. ما هم با پيشرفتهايى كه در زمينه‏هاى‏ مختلف علمى و فناورى داشته‏ايم- كه خوب، خيلى‏هايش هم آشكار است و در تبليغات آمده؛ مثل مسائل مربوط به انرژى هسته‏اى و غيره؛ خيلى‏هايش هم نيامده؛ يعنى واقعاً كارهاى نيمه‏كاره‏اى است كه در جهت كامل‏تر شدن و كامل شدن هست، و ما در كشور زياد داريم- به اين چيزها افتخار مى‏كنيم. و همين‏طورى كه گفتم، نگاهمان نگاهِ اميدوارانه است و به عنوان اينكه «ما مى‏توانيم».
اما يك نكته را بايد بگوييم: خطشكنى علمى و عبور از مرزهاى علم همچنان در كشور ما، جدى نشده است. ما مى‏خواهيم علما و دانشمندان ما، راههاى ميان‏بر را پيدا كنند؛ راههاى كشف نشده را از اين بى‏نهايت مسيرهايى كه در عالم طبيعت وجود دارد و بشر بايد يكى پس از ديگرى كشف بكند. ما مى‏خواهيم راههاى كشف نشده را كشف بكنيم.

اينى كه مى‏توانيم فلان ابزارِ فناورى را، فرض كنيد سانتريفيوژ را براى كار هسته‏اى، كه ديگران قبل از ما، سالها پيش، پيدا كردند و توليد كردند و استفاده و بهره‏بردارى كردند، خودمان بسازيم، البته كار بزرگى است كه بدون كمك ديگران توانسته‏ايم انجام بدهيم و نسلهاى جديد آن را توليد كنيم، در اين شكى نيست؛ اما اين يك كار بكر نيست؛ اين كار انجام شده و راه رفته‏اى است كه ديگران رفته‏اند و ما هم كه بنا بوده تا پنجاه سال ديگر، تا صد سال ديگر محروم بمانيم- بنا نبود اين فناورى و اين دانش به كشورى مثل كشور ما و ملت ما داده بشود- جوانها، دانشمندان و پژوهشگران ما توانسته‏اند با پيگيرى و تلاش خودشان به دست آورند و اين چيز باارزشى است؛ اما من مى‏گويم در زمينه‏ى علم و فناورى، آن كارى را كه ذهن بشر به آن دست نيافته است، آن را وجهه‏ى همت قرار بدهيد و دنبال بكنيد؛ اين طورى است كه ما خط مقدم علم را شكسته‏ايم و يك‏قدم به جلو برداشته‏ايم. آن وقت مى‏توانيم اين را ادعا بكنيم؛ و اين ممكن است. البته برداشتن قدمهاى جديد، مستلزم پيمودن راههاى رفته‏شده و طى‏شده‏ى به وسيله‏ى ديگران است؛ در اين شكى نيست. اما هيچ‏وقت نبايد ذهن را از كاوش و جستجو براى يافتن راههاى ميان‏بر محروم و ممنوع كرد. ما اين را در كشور لازم داريم.

 (دیدار با اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاهها  13/07/1385)

منبع: www.khamenei.ir


 امروز همه همّت ما اين است كه نه فقط علم را، بلكه فرآورده‏هاى علمى و فناورى و خرده‏فناورى را از آنها ياد بگيريم و آن را در اين‏جا تقليد كنيم. اين كارى نيست كه يك ملت بايد به آن همّت بگمارد. البته اين كارها بايد بشود و چاره‏اى نيست. وقتى انسان چيزى را ندارد، آن را از كسى كه دارد، مى‏گيرد. وقتى ساخت آن را بلد نيست، از كسى كه آن را بلد است، ياد مى‏گيرد - در اين شكّى نيست - اما بايد راه نو و فكر نو و بن‏بست‏شكنى را وجهه همّت خود قرار دهد.

من دو سه سال پيش در يك اجتماع دانشجويى در يكى از دانشگاهها گفتم: امروز ما به جنبش نرم‏افزارى احتياج داريم. يك جنبش و يك حركت و يك تلاش عمومى لازم است. اين تلاش عمومى، فقط وابسته به مديريّتها نيست. شما ناگهان با خودتان فكر نكنيد كه مديريّتها نمى‏كنند، پس چطور مى‏شود؛ همه‏اش مربوط به مديريّتها نيست. خواست و اراده شما - يكى از شما بچه‏هاى عزيز گفتيد عشق؛ بله، عشق - عاشقانه كار كردن و با عشق دنبال علم و تحقيق رفتن و خواستن، اينها نقش دارد. اين قلّه‏هاى علمى‏اى كه شما در دنيا مشاهده مى‏كنيد، هميشه با رفاه همراه نبوده است. البته علم با خودش رفاه و سيادت سياسى و برترى نظامى مى‏آورد؛ در همه بخشهاى اقتصادى و سياسى نفوذ كلمه ايجاد مى‏كند؛ پول يك كشور را تقويت مى‏كند و اقتصاد يك كشور را رونق مى‏دهد. اينها همه هنرهاى علم است؛ اما وقتى خود علم مى‏خواهد به وجود آيد، لزوماً در بسترى از رفاه و راحتى و لذّت و چرب و شيرينهاى دنيا به وجود نمى‏آيد.

(ديدار با جمعى از برگزيدگان المپيادهاى جهانى و كشورى و افراد ممتاز آزمونهاى سراسرى سال 80 و 1381)

منبع: www.khamenei.ir

امروز كشور نيازمند يك جهاد علمى است. البته اينجا كه عرض ميكنم علم، منظورم معناى عام علم است؛ نه فقط علوم تجربى. ما يك جهاد علمى لازم داريم. من حالا خواهم پرداخت به بعضى از مطالبى كه برادران و خواهران بيان كردند و اگر يك نقطه‌نظرى باشد، در ذيل بيانات دوستان عرض خواهم كرد؛ اما آنچه كه به نظر من جمع‌بندى همه‌ى مسائل است - كه بنده خود را متعهد ميدانم كه آن را، هم بگويم، هم دنبال كنم، هم با دقت و وسواس و دلواپسى نگاه كنم ببينم به كجا رسيد - اين است كه كشور نياز دارد به جهاد علمى.

 ببينيد، جهاد يك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نيست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل يك دشمن است، در مقابل يك خصم است. هر تلاشى جهاد نيست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شيطان، جهاد در ميدان نظامى، مواجهه‌ى با يك دشمن است؛ مواجهه‌ى با يك معارض است. امروز ما در زمينه‌ى علم نياز داريم كه اينجور تلاشى در كشور بكنيم؛ احساس كنيم موانعى وجود دارد، بايد اين موانع را برداريم؛ دارد معارضه‌هائى ميشود، بايد اين معارضه‌ها را در هم بشكنيم؛ در زمينه‌ى عرضه‌ى امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند - كه كشورهاى پيشرفته‌ى علمى است - وجود دارد، بايد در مقابل اين خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهيم. امروز دنيا على‌رغم تظاهر به سخاوت علمى، در نهايتِ خسّت علمى است.

آن كسانى كه بر حسب عوامل گوناگونى توانستند در يك برهه‌اى پيشرفت علمى را صاحب و مالك بشوند و موتور پيشرفت را سوار بشوند و از همه‌ى بشر جلو بزنند - كه همين كشورهاى پيشرفته‌ى غربى هستند، كه تقريباً از دوره‌ى رنسانس به اين طرف دست اينها افتاده؛ يك روز هم دست ما بود - اينها انحصارگرند، انحصارطلبند؛ اينها نميخواهند دائره‌ى اين دانش، دائره‌ى اين اقتدار توسعه پيدا كند؛ با دانائى ملتها مخالفند؛ بخصوص بعد از آنكه اين دانش در دست آنها وسيله‌اى شد براى سياست.

استعمار از علم پديد آمد. علم توانست آنها را قوى كند، مقتدر كند؛ لذا راه افتادند اطراف دنيا، استعمار به وجود آمد؛ والّا ملتها داشتند زندگى خودشان را ميكردند. بريتانيا كجا، اندونزى كجا؟ اينها با ابزار علم رفتند آن مناطق را صاحب شدند. خوب، وقتى كه استعمار از علم زائيده شد و قدرت بين‌المللى و قدرت سياسى متكى به علم شد، اين علم را در اختيار ديگران نبايد بگذارند؛ والّا اين قدرت تهديد ميشود. و تا امروز همين جور عمل كردند.

حالا يك ملتى اراده ميكند و تصميمى ميگيرد كه روى پاى خود بايستد، از استعداد خود استفاده كند، خوشبختانه اين زمينه‌ها هم به يك شكلى براى او فراهم است - ملت ما اينجورى است - شايد بعضى از ملتهاى ديگر باشند كه اگر چنانچه آنها تصميم ميگرفتند در مسئله‌ى علم روى پاى خودشان بايستند، نميتوانستند؛ چون نه آن پيشينه‌ى تاريخى را داشتند، نه آن استعداد بومى و منطقه‌اى و ذاتى خودشان را داشتند. كشور ما بحمداللَّه اينها را دارد. انقلاب هم شد، حركت عظيمى هم انجام گرفت، بيدارى‌اى به وجود آمد، احساس توانائى‌اى به وجود آمد، يك حركت مهمى شروع شد، كه خوب، پيشرفتهاى فراوانى هم داشته. ما بايد قبول كنيم و اعتراف كنيم كه اين حركت در آغاز خود است. ما اول راهيم.

 (دیدار با اساتید دانشگاه ها  14/06/1389)

منبع: www.khamenei.ir