![]() |
شهید سید محمد عرفانیان شریف نام پدر : سید ابراهیم رشته تحصيلي : مهندسی برق محل تولد : مشهد تاريخ تولد : 1345 تاريخ شهادت : 1368/10/4 محل شهادت : شلمچه |
شهید سید محمد عرفانیان شریف در سال 1345 در خانواده ای مذهبی متولد شد. از همان دوران کودکی در جلسات مذهبی شرکت می جست و به این امور ابراز علاقه می نمود. شهید دوران تحصیل خود را با موفقیت در مشهد مقدس سپری نمود و در جریان انقلاب به عنوان عنصری فعال در پخش اعلامیه شرکت داشت. شهید سید محمد فردی کم حرف بود و کم می خندید و در مورد مسأله اسراف بسیار سختگیر بود. ویژگیهای اخلاقی او باعث شد در دوران کودکی از جانب یکی از علما به عنوان پیش نماز مدرسه انتخاب شود.
این شهید بزرگوار بر اساس تکلیف دینی، رفتن به جبهه را واجب دانست و با استخاره گرفتن از حاج آقامیرزا جواد تهرانی با قلبی سرشار از اعتقاد و ایمان روانه جبهه شد و همواره توصیه می نمود که پشتیبان ولایت فقیه باشید. مادر شهید می گوید: «اگر در عملیاتی به دلیل درس و یا سایر مشکلات نمی توانست شرکت کند بسیار ناراحت بود به گونه ای که من پنج مرتبه سوره یاسین را نذر می کردم تا او به جبهه برود. علی رغم اینکه تنها پسر خانواده بود».
شهید عرفانیان چند روز پیش از شهادتش با منزل تماس می گیرد و زمانی که متوجه می شود که خواهرش صاحب پسری شده است تأکید می کند که نام او را محمد بگذارند و آنها نیز به گفته وی عمل می کنند.
شهید سید محمد عرفانیان در عملیات کربلای 4 در تاریخ چهارم دی ماه سال 1365 در حالی که مسؤول مخابرات تیپ جواد الائمه لشکر 5 نصر بود، توسط آرپی جی مورد اصابت قرار گرفت و به دیدار حق نایل آمد. خواهر شهید در عالم خواب برادرش را می بیند و از ایشان می پرسد که شهدا شفاعت می کنند، آیا شما مرا شفاعت خواهید کرد؟ و ایشان پاسخ می دهند که مشخص نیست باید ببینیم عملکرد شما چگونه است.
بخشی ازوصیتنامه شهید
«. . . وقتی که اسلام و حکومت اسلام بازیچه دست پلیدترین و تبهکارترین سفاکان روزگار قرار گیرد، دیگر جای درنگ نخواهد ماند. باید قیام کرد اگر چه قیمت آن جان باشد، که در اصل از بی ارزش ترین چیزهاست آنجا که امام می فرماید: »امروز دفاع از اسلام و مسلمین بر همه اقشار واجب است و هیچ چیز مانع از انجام آن نمی شود.
اینجا دنیا با تمام مسائلش یک طرف و رضایت حق در طرف دیگر است پس باید که پشت به دنیا نمود و به سوی جانان شتافت. اما اگر بدانید که وقتی به جمع، جمعی ملکوتی پیوستم چطور از زندگی گونه خود بیزار شدم؛ دیدم که چگونه دلاوران خطه توحید عزم جزم کرده و همت و فکر خود را در راه نابودی و شکست ظلمت به کار انداخته اند و چگونه پس از یک روز سخت در دیار عشق و ایثار چطور از خواب چند ساعته می زنند و گویی با معشوق خود نجوا می کنند »الحق عجب حالی این جبهه ها دارد.
ما آدمیان پر توقع و عاری از این مسائل چقدر از اینان (دلاوران خطه توحید) به دوریم و نتوانستیم که حتی وارد اولین راههای کمال بشریت بشویم؛ مگر خداوند به آبروی ایشان ما را ببخشد.
از شما می خواهم که سعی در اصلاح روح خود با اخلاص در کارها و مکارم اخلاق و اصلاح جامعه با هوشیاری و پیروی بدون قید و شرط از امام داشته باشید و به دعا و قرآن که همان گفته پیامبر (کتاب اللّه و عترتی. . .) است محکم بچسبید.
پدر و مادرم دوری از مال دنیا را با شهامت کامل قبول کنید و به آن افتخار کنید. دعا کنید خداوند چند چیز را قبول کند؛ یکی سید بودنم را؛ دوم کارهای غیر خالص و سوم شهادت فی سبیل اللّه و همجواری اولیاء اللّه در آخرت، از کارهای من بگذرد از آن همه معصیت که از روی جهل انجام دادم نه از روی طغیان و مخالفت با او. به هر حال او غفار است و ما امید به عفو او داریم.
خدایا چنین فکر نمی کنم از آن حاجتی که به دنبال آن در راهت عمر باختم مرا بازگردانی. خدایا عذرخواهی من از تو آنطور نیست که بی نیاز به تو باشم. خدایا رحم کن همانگونه که در این دنیا گناهانم را پوشاندی در آن دنیا نیز بپوشان.
خدایا طعم شیرین عبادت را که به من نچشاندی طعم عفو و رحمتت را به من بچشان. تو خود می دانی آنچه در دل دارم نمی توانم بنویسم. تو خودت تمامی گناهان ریز و درشت و خطاهای مرا ببخش به حرمت محمد و آل محمد».


