امام خمینی (ره) همواره از وحدت حوزه و دانشگاه و اتحاد و یکرنگی میان این دو قشر تحصیل کرده یاد می کرد، رهنمودهایی می فرمود و نسبت به توطئه ها هشدار می داد، ایشان می فرمود:

طلاب علوم دینی و دانشجویان با هم روابط دوستانه و فعالانه داشته باشند و بر اساس به دست آوردن استقلال و آزادی و خلع ید غاصبان از حقوق ملت در تمام ابعادش، به سایر طبقات ملت بپیوندند. [1]

اگر این نهضت غیر از این یک خاصیت نداشت که بین طلاب علوم دینیه و قشر دانشگاهی یک رابطه پیدا شد، اگر غیر از این ما هیچی نداشتیم، این بالاترین چیزی بود که نتیجه ای بود که حاصل شد از این نهضت، اگر بگذارید بماند، اگر بگذارند که باز این نتیجه باقی بماند. جدیت کنید. آقا رمز تقدم شما، امروز، رمز پیروزی شما وحدت کلمه است. اگر وحدت کلمه را از دست شما گرفتند باز همان اسارت است و باز همان غارتگری ها اعاده می شود. [2]

آنها برنامه شان این است که دانشگاه را از فیضیه جدا کنند، در سالهای طولانی بنای آنها این بود که این دو قشر را که سعادت یک ملت و عظمت یک ملت و استقلال یک ملت بسته به این دو قشر است ( قشر روحانی و قشر دانشگاهی و اینها مغز متفکر یک ملت هستند) کوشش کردند که این دو قشر را از هم جدا کنند که با هم دشمن کنند و ما دیدیم و شما دیدید که این دو قشر با هم دشمن بودند تا این انقلاب اسلامی پیدا شد و اسلام دعوت خودش را شروع کرد و دعوت اسلام پیوند همه قشرها و خصوصا پیوند دانشگاه و فضیه است و تا این دو قشر با هم پیوند داشته باشند استقلال کشور شما محفوظ می ماند. هم دانشگاه چشمهای خودش را باز کند و هم فیضیه، بدانید شما که باز دستهایی در کار است که شماها را از هم جدا کنند. آنها، آنهایی که استعمارگرند، آنهایی که تابع استعمارگران هستند، آنهایی که قبله شان یا لندن است یا واشنگتن یا مسکو، پیوند این دو قشر را به مصالح خودشان و مصالح اربابانشان مضر می دانند، از این جهت در صددند که این دو قشر از هم جدا باشند. همان طور که دیدید که در طول پنجاه سال سلطنت منحوس پهلوی که سر سپردگی خودش را به دولتهای خارج اثبات کرد، بین این دو قشر جدایی افکندند و اینها را با هم دشمن کردند و دیگران و مخالفین با این ملت، از این آب گل آلود ماهی گرفتند، ثروتهای شما را در طول این پنجاه سال و خصوصا این چندین سال سلطنت محمد رضا به باد فنا دادند و نتیجه، دشمنی دانشگاه و فیضیه شد و دشمنی دانشگاه و فیضیه بیمه کرد و می کند، اگر خدای ناخواسته اعاده بشود، بیمه می کند مصلحتهای ابرقدرتها را. عزیزان دانشگاهی من و عزیزان فیضیه من، آگاه باشید که دشمنها در صددند بین شماها تفرقه بیندازند و توجه داشته باشید که اگر دانشگاه و فیضیه اصلاح بشود کشور شما استقلال خودش را بیمه می کند.

 

امام خمینی (ره) حوزه و دانشگاه را مغز متفکر و نیروی محرکه جامعه می دانستند که آماج توطئه ها و تفرقه افکنیهای دشمنان قراردارند، و همواره لزوم هوشیاری و تهذیب در این دو قشر را مورد توجه قرار می دادند معظم له دراین باره می فرمود:

تکلیف همه ما چیست؟ تکلیف مهمی که متوجه به این قشر است و این قشر یعنی روحانیون و دانشگاهی ها و دانشجوها. آن که مغز متفکر جامعه است همین دو طایفه اند، اینها مغز متفکرند، دانشگاهی ها، چه آنهایی که از دانشگاه بیرون آمده اند و حالا وکیل دادگستری شده اند و یا حقوقدان شدند یا هر چیز، چه این قشر روحانی که مشغول تحصیلند یا از تحصیل فارغ شده اند و مشغول ترویج و کارهای دیگر هستند، مغز متفکر جامعه شما دو طایفه هستید، و آن قشری که می تواند خنثی کند آن توطئه هایی که با کمال دقت برای شکست دادن نهضت در شرف تکوین است، تکلیف برای شما دو طایفه از سایرین زیادتر است و مسئولیتتان بسیار زیاد، همه مسئولند لکن شما دو طایفه مسئولیتتان زیادتر است. و آنها در صدد هستند که بین شما دو طایفه ای که با هم مربوط شدید و دیگر صحبتی نبود که دانشگاهی کذا و روحانی کذا، همه با هم بودید و پیش بردید بحمد الله و فهمیدید که با باهم بودن پیش می برید، شما دو قشری که مغز متفکر بودید، وقتی با هم مجتمع شدید قشرهای دیگر پیوند کردند با شما، تکلیف شما و این قشر روحانیون و شما آقایان دانشگاهی ها این که دست از هم بر ندارید... دانشگاه و حوزه های علمیه روحانیون می توانند دو مرکز باشند برای تمام ترقیات و تمام پیشرفتهای کشور و می توانند دو مرکز باشند برای تمام انحرافات و تمام انحطاطات. از دانشگاه هست که اشخاص متفکر متعهد بیرون می آید، اگر دانشگاه، دانشگاه باشد. اگر دانشگاه واقعا دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامی باشد یعنی درکنار تحصیلات متحقق در آنجا تهذیب هم باشد، تعهد هم باشد، یک کشوری را اینها می توانند به سعادت برسانند. و اگر حوزه های علمیه مهذب باشند و متعهد باشند، یک کشور را می توانند نجات بدهند. علم تنها اگر ضرر نداشته باشد، فایده ندارد. وقتی ما یک نظر وسیعی به همه دنیا و به همه دانشگاه هایی که در دنیا هست بیندازیم، تمام این مصیبتها که برای بشر پیش آمده است ریشه اش از دانشگاه بوده، ریشه اش از این تخصصهای دانشگاهی بوده، این همه ابزار فنای انسان و این همه پیشرفتهایی که به خیال خودشان در ابزار جنگی دارند. اساسش از دانشمندانی بوده که از دانشگاه بیرون آمده اند. دانشگاهی که در کنار او اخلاق نبوده است، در کنار او تهذیب نبوده است. و تمام فسادهایی که در یک ملتی یا ملتها پیدا شده از حوزه های علمیه ای بوده که متعهد به دستورات اسلامی نبوده اند. تمام این ادیانی که ساخته شده است از دانشمندان و علما سرچشمه گرفته است؛ علمی که پهلوی او اخلاق و تعهد اسلامی نبوده است، تهذیب نبوده است. دنیا را دانشگاه به فساد کشانده است و دنیا را دانشگاه می تواند به صلاح بکشد. دانشگاه های سرتاسر جهان اگر چنانچه موازنی انسانی را، اخلاق انسانی را، آنچه که در فطرت انسان است، درکنار تعلیم و تعلم قرار بدهند، یک عالم، عالم نور می شود. و اگر چنانچه تخصص ها و علم ها منفصل باشد از اخلاق، منفصل باشد از تهذیب، منفصل باشد از انسان آگاه، انسان متعهد، این همه مصیبت هایی که در دنیا پیدا شده است از همان متفکرین و متخصصین دانشگاه ها بوده. این دو مرکز علم است هم می توان مرکز تمام گرفتاری های بشر باشد و هم می تواند مرکز تمام ترقیات معنوی و مادی بشر باشد. علم و عمل، علم و تعهد به منزله دو بال هستند که با هم می توانند به مراتب ترقی و تعالی برسند...

منبع: صحیفه امام ، جلد 13، صفحه 413

 

 

از نقشه‌هاي‌ شيطانيِ قدرتهاي‌ بزرگ‌ استعمار و استثمارگر كه‌ سالهاي‌ طولاني‌ در دست‌ اجرا است‌ و در كشور ايران‌ از زمان‌ رضاخان‌ اوج‌ گرفت‌ و در زمان‌ محمدرضا با روشهاي‌ مختلف‌ دنباله‌گيري‌ شد، به‌ انزواكشاندن‌ روحانيت‌ است‌؛ كه‌ در زمان‌ رضاخان‌ با فشار و سركوبي‌ و خلع‌ لباس‌ و حبس‌ و تبعيد و هتك‌ حرمات‌ و اعدام‌ و امثال‌ آن‌، و در زمان‌ محمدرضا با نقشه‌ و روشهاي‌ ديگر كه‌ يكي‌ از آنها ايجاد عداوت‌ بين‌ دانشگاهيان‌ و روحانيان‌ بود، كه‌ تبليغات‌ وسيعي‌ در اين‌ زمينه‌ شد؛ و مع‌الاسف‌ به‌ واسطة‌ بيخبري‌ هر دو قشر از توطئة‌ شيطاني‌ ابرقدرتها نتيجة‌ چشمگيري‌ گرفته‌ شد.

از يك‌ طرف‌، از دبستان ها تا دانشگاه ها كوشش‌ شد كه‌ معلمان‌ و دبيران‌ و اساتيد و رؤساي‌ دانشگاه ها از بين‌ غربزدگان‌ يا شرقزدگان‌ و منحرفان‌ از اسلام‌ و ساير اديان‌ انتخاب‌ و به‌ كار گماشته‌ شوند و متعهدان‌ مؤمن‌ در اقليت‌ قرار گيرند كه‌ قشر مؤثر را كه‌ در آتيه‌، حكومت‌ را به‌ دست‌ مي‌گيرند، از كودكي‌ تا نوجواني‌ و تا جواني‌ طوري‌ تربيت‌ كنند كه‌ از اديان‌ مطلقاً، و اسلام‌ بخصوص‌، و از وابستگان‌ به‌ اديان‌ خصوصاً روحانيون‌ و مبلغان‌، متنفر باشند. و اينان‌ را عمال‌ انگليس‌ در آن‌ زمان‌، و طرفدار سرمايه‌داران‌ و زمينخواران‌ و طرفدار ارتجاع‌ و مخالف‌ تمدن‌ و تعالي‌ در بعد از آن‌ معرفي‌ مي‌نمودند.و از طرف‌ ديگر، با تبليغات‌ سوء ، روحانيون‌ و مبلغان‌ و متدينان‌ را از دانشگاه‌ و دانشگاهيان‌ ترسانيده‌ و همه‌ را به‌ بي‌ديني‌ و بي‌بند و باري‌ و مخالف‌ با مظاهر اسلام‌ و اديان‌ متهم‌ مي‌نمودند. نتيجه‌ آنكه‌ دولتمردانْ مخالف‌ اديان‌ و اسلام‌ و روحانيون‌ و متدينان‌ باشند؛ و توده‌هاي‌ مردم‌ كه‌ علاقه‌ به‌ دين‌ و روحاني‌ دارند مخالف‌ دولت‌ و حكومت‌ و هر چه‌ متعلق‌ به‌ آن‌ است‌ باشند، و اختلاف‌ عميق‌ بين‌ دولت‌ و ملت‌ و دانشگاهي‌ و روحاني‌ راه‌ را براي‌ چپاولگران‌ آنچنان‌ باز كند كه‌ تمام‌ شئون‌ كشور در تحت‌ قدرت‌ آنان‌ و تمام‌ ذخاير ملت‌ در جيب‌ آنان‌ سرازير شود، چنانچه‌ ديديد به‌ سر اين‌ ملت‌ مظلوم‌ چه‌ آمد، و مي‌رفت‌ كه‌ چه‌ آيد.

اكنون‌ كه‌ به‌ خواست‌ خداوند متعال‌ و مجاهدت‌ ملت‌ ـ از روحاني‌ و دانشگاهي‌ تا بازاري‌ و كارگر و كشاورز و ساير قشرها ـ بند اسارت‌ را پاره‌ و سد قدرت‌ ابرقدرتها را شكستند و كشور را از دست‌ آنان‌ و وابستگانشان‌ نجات‌ دادند، توصية‌ اينجانب‌ آن‌ است‌ كه‌ نسل‌ حاضر و آينده‌ غفلت‌ نكنند و دانشگاهيان‌ و جوانان‌ برومند عزيز هر چه‌ بيشتر با روحانيان‌ و طلاب‌ علوم‌ اسلامي‌ پيوند دوستي‌ و تفاهم‌ را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌هاي‌ دشمن‌ غدار غافل‌ نباشند و به‌ مجرد آنكه‌ فرد يا افرادي‌ را ديدند كه‌ با گفتار و رفتار خود در صدد است‌ بذر نفاق‌ بين‌ آنان‌ افكند او را ارشاد و نصيحت‌ نمايند؛ و اگر تأثير نكرد از او روگردان‌ شوند و او را به‌ انزوا كشانند و نگذارند توطئه‌ ريشه‌ دواند كه‌ سرچشمه‌ را به‌ آساني‌ مي‌توان‌ گرفت‌. و مخصوصاً اگر در اساتيد كسي‌ پيدا شد كه‌ مي‌خواهد انحراف‌ ايجاد كند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و كلاس‌ خود طرد كنند. و اين‌ توصيه‌ بيشتر متوجه‌ روحانيون‌ و محصلين‌ علوم‌ ديني‌ است‌. و توطئه‌ها در دانشگاه ها از عمق‌ ويژه‌اي‌ برخوردار است‌ و هر قشر محترم‌ كه‌ مغز متفكر جامعه‌ هستند بايد مواظب‌ توطئه‌ها باشند.

منبع: وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی (ره)

 

 

پيام امام خمينى به مناسبت‏ سيزده آبان در تاریخ 10/08/1358

بسم الله الرحن الرحيم

روز سيزده آبان، روز هجوم وحشيانه رژيم منحوس به دانشگاه و كشتار دسته جمعى دانشجويان عزيز ماست.

رژيم مخالف با تمام مظاهر تمدن و پيشرفت كشور، يك روز به مدرسه فيضيه و مدارس علوم اسلامى در سراسر ايران حمله ور مى‏شد و يك روز به دانشگاه تهران و مدارس و دانشگاه هاى سراسر ايران، اين مراكز دانش و دانشمندان. اكنون كه سالروز حمله به دانشگاه است، براى پيوستگى بيشتر لازم است روحانيون عزيز قم و تهران و ساير شهرستان هاى نزديك به تهران در مراسمى كه در دانشگاه تهران است، شركت نمايند و همچنين روحانيون تمام شهرهاى ايران در دانشگاه هر نقطه از ايران كه بدين مناسبت مجلس بزرگداشتى برقرار كرده‏اند، شركت نمايند و با حضور در دانشگاه هاى سراسر ايران و پيوستن به دانش آموزان و دانشجويان و استادان عزيز، توطئه هاى جدايى افكنانه بين اين دو نيروى مترقى را خنثى كنند.

دشمنان ما در هر فرصت‏ خصوصا در اين روز از هيچ توطئه‏اى دست‏بردار نيستند و با هر وسيله ممكن مى‏خواهند آرامش را از ملت عزيز سلب كنند.

بر دانش آموزان دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با قدرت تمام حملات خود را عليه امريكا و اسرائيل گسترش داده و امريكا را وادار به استرداد اين شاه مخلوع جنايتكار نمايند و اين توطئه بزرگ را بار ديگر شديدا محكوم كنند. بر دانش آموزان، دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با تمام نيرو وحدت خويش را حفظ و از انقلاب اسلامى خود طرفدارى نمايند و بر ملت است كه از اين دو جناح عزيز با تمام قدرت پشتيبانى كنند. دست‏خدا به همراه همگى باد.

منبع: صحیفه امام ، جلد 10، صفحه 412