![]() |
شهید محسن فرشچی نام پدر : رجب رشته تحصيلي : زراعت محل تولد : قوچان تاريخ تولد : 1336 تاريخ شهادت : 1362/04/11 محل شهادت : اهواز |
شهید محسن فرشچی برادر کوچکتر، شهید بیژن فرشچی در سال 1336 در شهرستان قوچان، پا به عرصه وجود گذاشت. از همان دوران کودکی نشانه های نبوغ و بزرگی در وی پدیدار بود. شهید پس از طی دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، وارد دبیرستان شد و پس از اخذ دیپلم در سال 1354 در رشته کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد.
شهید محسن فرشچی به محض شروع جنگ تحمیلی خانه و کاشانه را رها کرد و به سوی جبهه های نبرد شتافت. وی یک هنرمند واقعی بود. او هنر خوب زیستن و پاک زیستن را به همه آموخت. همرزمانش در وصف حالات او می گویند: «ما هیچگاه ندیدیم محسن بخوابد، هر وقت می خوابید زانوهایش را جمع می کرد، و سر بر روی زانو به خواب می رفت، محسن یک بسیجی پاک و مخلص بود، و هنرمندی واقعی که تمام در و دیوارهای خوزستان گواه نوازش قلم موی او بر صورتشان است. خیلی کم به پشت جبهه می آمد و آمدن به مرخصی را هم با برادر خود تقسیم کرده بود، به طوری که این دو برادر هیچگاه جبهه را خالی نمی گذاشتند. شهید محسن فرشچی سرانجام پس از سالها تلاش و مبارزه در 11 تیرماه سال 1362 در جبهه جنوب بر اثر اصابت ترکش به قلبش، به شهادت رسید.
یکی از دوستانش پس از عروج ملکوتی محسن، می گوید: «در نگاه کردن به روی پاکش، عرق شرم تمام وجودمان را می پوشاند. متانت و افتادگی اش بت غرور را در وجودمان می شکند، مگر نه این است که اسباب مادی هم در آخرالزمان به نفع و ضرر شهادت خواهند داد، مطمئناً دیوارها برایش شهادت می دهند و هم زمینهایی که ساعتها رویشان استوار می ایستاد و مقاومت می نمود تا اینکه نقش و نگار حقیقت را در این روزگار حک کند، تا اینکه خون را بشناساند، تدریس مبارزه نماید. شک نیست که حرارت تابستانهای خوزستان شهادت بسزایی برایش خواهند داد. خواهند گفت: او بود که در مقابل گرمای طاقت فرسا می ایستاد و مقاومت می کرد.
ای محسن جان! ای شهید بزرگوار! ما تو را چه بنامیم؟ زبانمان قاصر است. هنوز بوی خوشت از آبادان می آید، روی در و دیوارهایش یادگار گذارده ای، راستی بسیاری از طرح هایت در کوچه و خیابانهای آبادان مورد اصابت ترکش توپ و خمپاره صدامیان کافر قرار گرفته و به آنها زیبایی دیگری بخشیده است. ترکشهای آمریکایی و روسی دلیل مدعاهای طرحهایت شده است. و اکنون ما را با طرحها و نقاشی هایت با یک دنیا عشق و علاقه هایت تنها گذاشتی و رفتی و چه سفر زیبایی، چه توشه ای و چه کفنی و چه تنی! خونین همچون تن حسین (ع).
بخشی از وصیتنامه شهید
«... در زمانی افتخار شهادت یافته ام که بزرگترین نشانه های پیروزی مستضعفین و نابودی مستکبرین در سراسر جهان و بخصوص در کشورمان به چشم می خورد. شکوه و عظمت انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن چنان در همه جای کشور و جهان اسلامی دیده می شود که هر لحظه زندگی در این زمان، شاید به اندازه سالها زندگی در زمان طاغوت ارزش داشته باشد. ما سعادتمند بودیم که در زمانی زندگی کردیم و شهید شدیم که بزرگترین پیروزیها برای اسلام بود و عظیمترین انقلاب جهان و فداکارترین مردم و زیباترین حماسه های تاریخ را شاهد بودیم، چیزی که بسیاری از گذشتگان از آن محروم بودند.
برادران و خواهران مسلمان و انقلابی ام، قدر این لحظات بزرگ و تکرار نشدنی و این انقلاب شکوهمند و این رهبر بی نظیر را بدانید و قدر و ارزش یکدیگر را بدانید و برای پیروزی نهایی انقلاب اسلامی که تنها راه رسیدن ملتها به سعادت و فضیلت است، از هیچ کوششی دریغ نکنید که با ارزشترین چیزها نزد شماست. شما با کار و جهاد و خلاقیت و سازندگی خود انقلاب را پایدار و بارور سازید و با عزم راسخ همچون کوه، شب و روز تلاش کنید و از این انقلاب پاسداری کنید و حرمت خون شهدا را نگه دارید که آنان بسیار برگردن شما و نسلهای آینده حق دارند.
به برادران و خواهران زحمتکش و فداکار سپاه پاسداران و بسیج مستضعفین و روحانیون پیرو امام درود می فرستم و سلام به همه برادران و خواهران مؤمن و ایثارگر جهاد سازندگی برسانید، همانها که امام درباره شان فرمودند: "خورشید یکی از نهادهایی که از میان مردم جوشید جهاد سازندگی است".
به پدر و مادر و برادران و خواهرانم سلام می گویم و از آنها می خواهم به خاطر اینکه مانند هر مسلمان انقلابی بخشی از وظایف خود را انجام داده ام و افتخار شهادت یافته ام ناراحت نباشند، بلکه بدانند اکنون هر گونه نشانه و حرکتی که از انقلاب هست، هستی و حیات و ادامه زندگی ما را نشان می دهد و ما نزد همه شما هستیم.
از تمام کسانی که کاری برای انقلاب نکرده اند و زحمتی برای انقلاب نکشیده اند تا قدر آن را بدانند می خواهم لااقل سکوت کنند، و خاموش باشند و خون شهدا را که همه آنها از شما عاقل تر و صالح تر بودند و بیشتر ارزش زندگی را می فهمیدند پایمال نسازند».


