امروز كشور نيازمند يك جهاد علمى است. البته اينجا كه عرض ميكنم علم، منظورم معناى عام علم است؛ نه فقط علوم تجربى. ما يك جهاد علمى لازم داريم. من حالا خواهم پرداخت به بعضى از مطالبى كه برادران و خواهران بيان كردند و اگر يك نقطه‌نظرى باشد، در ذيل بيانات دوستان عرض خواهم كرد؛ اما آنچه كه به نظر من جمع‌بندى همه‌ى مسائل است - كه بنده خود را متعهد ميدانم كه آن را، هم بگويم، هم دنبال كنم، هم با دقت و وسواس و دلواپسى نگاه كنم ببينم به كجا رسيد - اين است كه كشور نياز دارد به جهاد علمى.

 ببينيد، جهاد يك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نيست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل يك دشمن است، در مقابل يك خصم است. هر تلاشى جهاد نيست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شيطان، جهاد در ميدان نظامى، مواجهه‌ى با يك دشمن است؛ مواجهه‌ى با يك معارض است. امروز ما در زمينه‌ى علم نياز داريم كه اينجور تلاشى در كشور بكنيم؛ احساس كنيم موانعى وجود دارد، بايد اين موانع را برداريم؛ دارد معارضه‌هائى ميشود، بايد اين معارضه‌ها را در هم بشكنيم؛ در زمينه‌ى عرضه‌ى امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند - كه كشورهاى پيشرفته‌ى علمى است - وجود دارد، بايد در مقابل اين خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهيم. امروز دنيا على‌رغم تظاهر به سخاوت علمى، در نهايتِ خسّت علمى است.

آن كسانى كه بر حسب عوامل گوناگونى توانستند در يك برهه‌اى پيشرفت علمى را صاحب و مالك بشوند و موتور پيشرفت را سوار بشوند و از همه‌ى بشر جلو بزنند - كه همين كشورهاى پيشرفته‌ى غربى هستند، كه تقريباً از دوره‌ى رنسانس به اين طرف دست اينها افتاده؛ يك روز هم دست ما بود - اينها انحصارگرند، انحصارطلبند؛ اينها نميخواهند دائره‌ى اين دانش، دائره‌ى اين اقتدار توسعه پيدا كند؛ با دانائى ملتها مخالفند؛ بخصوص بعد از آنكه اين دانش در دست آنها وسيله‌اى شد براى سياست.

استعمار از علم پديد آمد. علم توانست آنها را قوى كند، مقتدر كند؛ لذا راه افتادند اطراف دنيا، استعمار به وجود آمد؛ والّا ملتها داشتند زندگى خودشان را ميكردند. بريتانيا كجا، اندونزى كجا؟ اينها با ابزار علم رفتند آن مناطق را صاحب شدند. خوب، وقتى كه استعمار از علم زائيده شد و قدرت بين‌المللى و قدرت سياسى متكى به علم شد، اين علم را در اختيار ديگران نبايد بگذارند؛ والّا اين قدرت تهديد ميشود. و تا امروز همين جور عمل كردند.

حالا يك ملتى اراده ميكند و تصميمى ميگيرد كه روى پاى خود بايستد، از استعداد خود استفاده كند، خوشبختانه اين زمينه‌ها هم به يك شكلى براى او فراهم است - ملت ما اينجورى است - شايد بعضى از ملتهاى ديگر باشند كه اگر چنانچه آنها تصميم ميگرفتند در مسئله‌ى علم روى پاى خودشان بايستند، نميتوانستند؛ چون نه آن پيشينه‌ى تاريخى را داشتند، نه آن استعداد بومى و منطقه‌اى و ذاتى خودشان را داشتند. كشور ما بحمداللَّه اينها را دارد. انقلاب هم شد، حركت عظيمى هم انجام گرفت، بيدارى‌اى به وجود آمد، احساس توانائى‌اى به وجود آمد، يك حركت مهمى شروع شد، كه خوب، پيشرفتهاى فراوانى هم داشته. ما بايد قبول كنيم و اعتراف كنيم كه اين حركت در آغاز خود است. ما اول راهيم.

 (دیدار با اساتید دانشگاه ها  14/06/1389)

منبع: www.khamenei.ir

امروز كشور نيازمند يك جهاد علمى است. البته اينجا كه عرض ميكنم علم، منظورم معناى عام علم است؛ نه فقط علوم تجربى. ما يك جهاد علمى لازم داريم. من حالا خواهم پرداخت به بعضى از مطالبى كه برادران و خواهران بيان كردند و اگر يك نقطه‌نظرى باشد، در ذيل بيانات دوستان عرض خواهم كرد؛ اما آنچه كه به نظر من جمع‌بندى همه‌ى مسائل است - كه بنده خود را متعهد ميدانم كه آن را، هم بگويم، هم دنبال كنم، هم با دقت و وسواس و دلواپسى نگاه كنم ببينم به كجا رسيد - اين است كه كشور نياز دارد به جهاد علمى.

 ببينيد، جهاد يك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نيست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل يك دشمن است، در مقابل يك خصم است. هر تلاشى جهاد نيست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شيطان، جهاد در ميدان نظامى، مواجهه‌ى با يك دشمن است؛ مواجهه‌ى با يك معارض است. امروز ما در زمينه‌ى علم نياز داريم كه اينجور تلاشى در كشور بكنيم؛ احساس كنيم موانعى وجود دارد، بايد اين موانع را برداريم؛ دارد معارضه‌هائى ميشود، بايد اين معارضه‌ها را در هم بشكنيم؛ در زمينه‌ى عرضه‌ى امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند - كه كشورهاى پيشرفته‌ى علمى است - وجود دارد، بايد در مقابل اين خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهيم. امروز دنيا على‌رغم تظاهر به سخاوت علمى، در نهايتِ خسّت علمى است.

آن كسانى كه بر حسب عوامل گوناگونى توانستند در يك برهه‌اى پيشرفت علمى را صاحب و مالك بشوند و موتور پيشرفت را سوار بشوند و از همه‌ى بشر جلو بزنند - كه همين كشورهاى پيشرفته‌ى غربى هستند، كه تقريباً از دوره‌ى رنسانس به اين طرف دست اينها افتاده؛ يك روز هم دست ما بود - اينها انحصارگرند، انحصارطلبند؛ اينها نميخواهند دائره‌ى اين دانش، دائره‌ى اين اقتدار توسعه پيدا كند؛ با دانائى ملتها مخالفند؛ بخصوص بعد از آنكه اين دانش در دست آنها وسيله‌اى شد براى سياست.

استعمار از علم پديد آمد. علم توانست آنها را قوى كند، مقتدر كند؛ لذا راه افتادند اطراف دنيا، استعمار به وجود آمد؛ والّا ملتها داشتند زندگى خودشان را ميكردند. بريتانيا كجا، اندونزى كجا؟ اينها با ابزار علم رفتند آن مناطق را صاحب شدند. خوب، وقتى كه استعمار از علم زائيده شد و قدرت بين‌المللى و قدرت سياسى متكى به علم شد، اين علم را در اختيار ديگران نبايد بگذارند؛ والّا اين قدرت تهديد ميشود. و تا امروز همين جور عمل كردند.

حالا يك ملتى اراده ميكند و تصميمى ميگيرد كه روى پاى خود بايستد، از استعداد خود استفاده كند، خوشبختانه اين زمينه‌ها هم به يك شكلى براى او فراهم است - ملت ما اينجورى است - شايد بعضى از ملتهاى ديگر باشند كه اگر چنانچه آنها تصميم ميگرفتند در مسئله‌ى علم روى پاى خودشان بايستند، نميتوانستند؛ چون نه آن پيشينه‌ى تاريخى را داشتند، نه آن استعداد بومى و منطقه‌اى و ذاتى خودشان را داشتند. كشور ما بحمداللَّه اينها را دارد. انقلاب هم شد، حركت عظيمى هم انجام گرفت، بيدارى‌اى به وجود آمد، احساس توانائى‌اى به وجود آمد، يك حركت مهمى شروع شد، كه خوب، پيشرفتهاى فراوانى هم داشته. ما بايد قبول كنيم و اعتراف كنيم كه اين حركت در آغاز خود است. ما اول راهيم.

 (دیدار با اساتید دانشگاه ها  14/06/1389)

منبع: www.khamenei.ir


اين تازه در قدم اول است. ما هنوز كارى نكرديم. بله در نانوتكنولوژى، بيوتكنولوژى، بحثهاى هسته‌اى، بحثهاى هوا - فضا و رشته‌هاى گوناگون علمى پيشرفتهائى شده كه مهم و بزرگ است؛ اما اينها در مقياس و معيار حركت علمى يك كشور چيزى نيست. يكى از دوستان گفتند و بنده هم اين آمار را دارم، كه سرعت پيشرفت علمى و توليد علم در كشور ما يازده برابرِ متوسط دنياست.

اين را يك مركز تحقيقاتى غربى - مستقر در كانادا - با جزئياتش ذكر كرده است. البته اين يازده، متوسطش است؛ در بعضى از قسمتها سى و پنج برابرِ سرعت رشد دنياست؛ در بعضى جاها هم كمتر است؛ متوسطش ميشود يازده برابر. يعنى سرعت پيشرفت علمى ما در طول اين ده سال پانزده سال اخير يازده برابرِ سرعتى است كه دنيا داشته؛ اين خيلى چيز مهمى است. لكن اين آن چيزى نيست كه ما توقع داريم و دنبالش هستيم؛ اين خيلى كمتر از آن است. اين سرعت بايستى با همين شدت ادامه داشته باشد تا ما به تراز مورد نظر برسيم؛ اين در دانشگاه لازم است.

 (دیدار با اعضای بسیجی هیئت علمی دانشگاهها  02/04/1389)

منبع: www.khamenei.ir

بر روى يك نقطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بخصوص هم تاكيد ميكنم در ميان كارهائى كه بايد انجام بدهيم و آن نقطه، علم است. چند سالى است كه حركت علمى در كشور آغاز شده است. نخبگان نگذارند اين حركت كند شود يا خداى ناكرده متوقف شود؛ پيش برويد. حوزه و دانشگاه در اين مورد مسئوليت سنگينى دارند. استاد و دانشجو همه مسئوليت دارند. راه علم را بايد دنبال كنيد. اگر ملتى نتواند در ميدان علم و پيشرفت علمى و خط شكنىِ علمى پيشرفت كند، كلاهش پس معركه خواهد ماند.

اگر مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بينيد كسانى آگاهانه، بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پروا در دنيا ظلمِ آشكار ميكنند، اين به پشتوانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى علمشان هست. علم است كه براى آنها ثروت به وجود آورده است، قدرت سياسى به وجود آورده است، نفوذ در دنيا و در مناطق گوناگون عالم به وجود آورده است. كليد پيشرفت، علم است. نگذاريد حركت علمى متوقف بشود.

 (خطبه های نماز عید سعید فطر  29/06/1388)

منبع: www.khamenei.ir