دانشگاه با دو ویژگی ممتاز است، که این دو ویژگی در کمتر جایی هست. اول، روشنفکر بودن و با دیدگاههای نو آمیزش و سروکار داشتن؛ دوم، جوان بودن. ای بسا جوانی که با دیدگاههای نو سروکار ندارد و گرایشهای نوگرایی در او نیست. ای بسا متجدد و نوگرایی که خروش جوانی در او نیست. نمی شود به این دو جا نسبت به آن جایی که هم گرایش نو و روشنفکری و میل به انگیزه های نو و راههای نو و نگاههای نو و حوادث نو هست، و هم جوانی هست، خیلی امید داشت. نگویید که آن نو گراییشان هم ناشی از جوانی است؛ نه ، این گونه نیست. همان طور که گفتم، خیلی از جاها جوانی هست، اما نوگرایی هم نیست. اگر چه در همان محیطهای جوان و گوناگونشان ـ البته نسبت به پیرشان ـ مثل محیط کارگری و محیط بازار و سایر محیطها، جوانش از پیرش نوگراتر است، اما جوانی همه جا به معنای نوگرایی نیست. دانشگاه، هم جوان است، هم نوگراست، هم نگاه و گرایش به تازه ها و پدیدارهای بی سابقه و پذیرش چیزهایی که در یک قشر متحجر و شکل گرفته، آسان قابل پذیرش نیست، دارد، و هم شور جوانی دارد که آن گرایش را می تواند متعرضانه جلو بیندازد و دنبالش راه بیفتد و حرکت ایجاد کند و حرف بزند و اظهار عقیده کند. گاهی جوانی در اظهار یک عقیده و یک حرف سست بیشتر شجاعت دارد، تا یک پیر در اظهار یک عقیده ی قرص و محکم. یک جوان می آید قرص و محکم چیزی را که می بیند و می اندیشد، بیان می کند، که این نقطه ی قوت است. البته دیدگاه ضعیفش ، نقطه ی ضعف جوان است؛ اما این که شجاعانه ، برنده، قوی، بی مهابا و بی ملاحظه حرفش را می زند، نقطه ی قوت جوان است. دانشگاه چنین جایی است. از این جهت است که افکار نو در دانشگاه رواج پیدا می کند. [1]
شما برادرانی که در دانشگاهها تدریس می کنید، مواظب باشید که فضای دانشگاه را آشفته نکنند. خود شما تا پریروز در آن جا دانشجو بودید و می دانید که دانشگاه یعنی چه. دانشگاه ، یک محیط آشفتگی پذیر است؛ طبیعتش این است. یعنی تا مادامی که دانشگاه، جای جوانانی در فاصله ی سنی تقریبا مشخصی است ـ هفت، هشت، ده ساله ـ و تا مادامی که در دانشگاه، دانش و به تبع آن روشنفکری، در این سن به این نسل منتقل می شود، همواره باید از دانشگاه انتظار برانگیختگی داشت. برانگیختگی بد نیست ـ چیز خوبی است ـ اما در شرایطی هم ممکن است براین برانگیختگی، آثار بدی مترتب شود. در چنین محیطی که برانگیختگی آسانترین چیز است، هر کسی باید سعی کند که این در آن جا انفجار ایجاد نکند و برانگیختگی بد را زمینه سازی ننماید. [2]
مقوله ی فرهنگ و علم و دانش و دانشگاه و درس و تعلیم و تعلم از آن مقوله هایی نیست که انسان به خودش یا به دیگران اجازه بدهد که با احساسات و با عواطف و با زنده باد، مرده باد و با من بمیرم، تو بمیری و با وجهه ی پیش این و پیش آن، مواجه بشود. هر کس به خاطر این انگیزه های بدلی و غلط، از آنچه که حق است و صلاح جمهوری اسلامی است، عدول بکند، قطعا خیانت کرده است؛ آن هم نه خیانتی مثل خیانت در میدان جنگ که منتهی به قتل دهها نسل مطهر خواهد شد، بلکه به مراتب از آن خیانت دردناکتر و مصیبت بارتر و بد عاقبت تر و تلختر. هیچ جای اغماض و سهل گرایی در این مسأله نیست. [3]
پی نوشت :
1.سخنرانی در دانشگاه، تهران به مناسبت آغاز سال تحصیلی 66ـ7/7/1365
2.بیانات در دیدار با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، به همراه مهندس میر حسین موسوی 18/6/1369
3.بیانات در دیدار با اعضای ستاد انقلاب فرهنگی5/2/1362
منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل اول

