آن چيزى كه من در مورد كشور خودمان مى‏توانم به‏عنوان ويژگيهاى حركت دانشجويى از قبل از انقلاب تا اوان انقلاب و از اين‏جا به بعد عرض كنم، خصوصياتى است كه ذكر مى‏كنم:

خصوصيت اوّل، آرمانگرايى در مقابل مصلحت گرايى است؛ عشق به آرمانها و مجذوب آرمانها شدن. انسان وقتى كه در محيط تلاش و كار معمولى زندگى قرار مى‏گيرد، گاهى موانع جلوِ چشم او را مى‏گيرد؛ آرمانها را دور دست و غيرقابل دستيابى به انسان نشان مى‏دهد و اين خطر بزرگى است. گاهى آرمانها فراموش مى‏شوند. در محيط جوان، آرمانها محسوس، ملموس، زنده و قابل دسترسى و دستيابى است؛ لذا براى آنها تلاش مى‏شود. خودِ اين تلاش، تلاش مباركى مى‏شود.

خصوصيت دوم، صدق و صفا و خلوص است. در حركت دانشجويى، كلك، تقلّب، حيله و شيوه‏هاى غيرانسانى‏اى كه معمولاً در محيطهاى زندگىِ رايج به كار مى‏رود، كمرنگ است و يا به‏طور طبيعى نيست. در محيط معمولى زندگى، در محيط سياست، در محيط تجارت و در محيط بده بستانهاى اجتماعى، هر كس هر حرفى كه مى‏زند، مواظب است ببيند از اين حرف چه گيرش مى‏آيد و چه از دست مى‏دهد. حالا بسته به اين است كه چقدر زرنگ، چقدر پشت هم‏انداز و چقدر عاقل باشد - يا در نقطه مقابلش قرار گرفته باشد - تا چيزى از دست بدهد، يا چيزى به‏دست آورد. اما در محيط حركت دانشجويى، نه؛ حرف را براى خوب بودنش، براى درست بودنش، براى جاذبه داشتنش براى خود و براى حقيقت، بيان و دنبال و تعقيب مى‏كنند. نمى‏خواهم تعميم دهم و بگويم كه هر نفر از آحاد دانشجو، هر تك تكى از اين حرفهايى كه مى‏زند، اين‏طور است؛ نه، اما اين رنگِ غالب است.

خصوصيت سوم، آزادى و رهايى از وابستگيهاى گوناگونِ حزبى و سياسى و نژادى و امثال اينهاست. در اين مجموعه حركت دانشجويى، انسان مى‏تواند اين خصوصيت را مشاهده كند كه اين هم يك شعبه از همان مصلحت‏گرايى است. غالباً در اين‏جا از تقيّداتى كه معمولاً مجموعه‏هاى گوناگون سياسى و غيرسياسى براى افراد خودشان فراهم مى‏كنند، خبرى نيست و جوان حوصله اين قيد و بندها را ندارد. لذا در گذشته پيش از انقلاب، احزابى بودند و كارهايى مى‏كردند؛ اما به دانشگاه كه مى‏رسيدند، ضابطه از دستشان در مى‏رفت! ممكن بود چهار نفر عضو هم يارگيرى مى‏كردند، اما نمى‏توانستند انضباطهاى مورد نظر خودشان را - انضباطهاى حزبى خيلى شديد كه در احزاب دنيا معمول بود و هست - در محيط دانشجويى به‏درستى اعمال كنند؛ زيرا دانشجو بالاخره در جايى به اجتهاد مى‏رسد. آن زمانها حزب توده، حزب فعّالى بود؛ تشكيلات خيلى وسيعى هم داشت؛ با شورويها هم مرتبط بود و اصلاً براى آنها كار مى‏كرد؛ اما به دانشگاه كه مى‏رسيد، مجبور بود بسيارى از حقايق حزبى را از چشم دانشجو پنهان كند!

چهارمين خصوصيتِ اين حركت، مبتنى بر اشخاص نبودن است. يعنى اين حركت در دانشگاه صنعتى شريف هست، امروز هم هست، ده سال پيش هم بود، ده سال بعد هم هست؛ اما نه ده سال پيش شما بوديد، نه ده سال بعد شما اين‏جا هستيد. اين حركت هست، ولى مبتنى بر اشخاص نيست؛ متعلّق به فضا و مجموعه حاضر است.

پنجمين خصوصيتِ بسيار مهمّش اين است كه در مقابل مظاهرى كه ازنظر فطرت انسانى زشت است - مثل ظلم، زورگويى، تبعيض، بى‏عدالتى، تقلّب، دورويى و نفاق - حسّاسيت منفى دارد و آن را دفع مى‏كند. يك وقت در اوّل انقلاب، همين گروه منافقين، با استفاده از فرصت انقلاب توانست در ميان جوانان و دانشجويان نفوذى پيدا كند؛ اما وقتى معلوم شد كه اعضاى اين گروه، منافقند، غالباً روى برگرداندند. چرا به آنها منافق مى‏گفتند؟ چون ادّعايشان اين بود كه براساس ايدئولوژى دين تشكيلات دارند، تلاش مى‏كنند و آينده معيّن مى‏كنند؛ اما در عمل معلوم مى‏شد كه نه، از ايدئولوژى دين هيچ خبرى نيست؛ تفكّرات، تفكّرات التقاطى ماركسيستى است؛ آن هم نه ماركسيستىِ يك دست؛ التقاطى، مخلوط و آشفته؛ و در عمل خارجى و فعّاليت و مبارزات هم آن چيزى كه حاكم بر بيشترين فعّاليتهاى آنهاست، قدرت‏طلبى است. تلاش براى اين كه به قدرت دست پيدا كنند؛ قدرتى كه در پديد آمدنش نقش زيادى نداشتند؛ بلكه به‏عنوان يك مجموعه اصلاً نقش نداشتند؛ هرچند ممكن بود افرادى از آنها هم در خلال ملت نقش داشته باشند. لذا چون نفاق آنها معلوم شد - معلوم شد كه ظاهرشان با باطنشان؛ حرفشان با دلشان؛ ادّعايشان با آنچه كه حقيقتاً آن را دنبال مى‏كنند، يكى نيست - مجموعه جوانِ دانشجويى از اينها اعراض كرد و روى برگرداند.

ششمين خصوصيت اين حركت دانشجويى و اين پديده ذاتى محيط دانشگاهها اين است كه بر اين حركت، فقط احساسات حكومت نمى‏كند؛ بلكه ضمن اين كه احساسات هست، منطق و تفكّر و بينش و تحصيل و ميل به فهميدن و تدقيق هم در آن وجود دارد. البته شدّت و ضعف دارد؛ گاهى كم و گاهى زياد. از نظر ما، اينها خصوصياتى است كه در اين مجموعه موسوم به حركت دانشجويى، يا بيدارى دانشجويى وجود دارد. البته كسانى كه اهل تحليل و تدقيقهاى اين‏طورى هستند، بگردند و خصوصيات ديگرى هم پيدا كنند؛ كه حتماً هم وجود دارد و من حالا نمى‏خواهم آن‏طورى بحث كنم.

عزيزان من! اين را بدانيد؛ اين حركت دانشجويى، به اين انقلاب خيلى هم خدمت كرده است. قبل از انقلاب، در خيل مبارزات عظيم مردم، دانشجويان چشمگير بودند؛ حضور داشتند و فعّال مى‏نمودند. من بيشترين مشاهده‏ام در اين مورد، مربوط به مشهد است. در محيط دانشجويى مشهد، من فعّال بودم؛ تهران هم كه مى‏آمدم، همين‏طور بود.

 (بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار از دانشگاه صنعتى شريف  ‏01/09/1387)

منبع: www.khamenei.ir