غالبا توصیه مان به اینها (بچه های پرشور انجمنها، تحکیم وحدت، جهاد دانشگاهی) این است که نگذارید دانشگاه از مفهوم خودش دور بیفتد؛ واقعا دانشگاه باشد. در آن جا درس خوانده بشود و دانش اندوخته گردد. یعنی مایل نیستیم که حرکات اسلامی و انقلابی آنها به شکلی باشد که دانشگاه را از محل درس بیندازد و به یک محل شعار و سیاست و این گونه حرفها تبدیل کند.  [1]

مسأله ی اول، اصل مسأله ی دانشگاه در این مملکت است... اگر دانشگاه لازم است، معلوم بشود که دانشگاه را برای چه می خواهیم. آیا برای دانش می خواهیم ؛ آن چنان که اسم دانشگاه این را نشان می دهد؟ البته در کنار دانش پژوهی ، یک مجموعه ی انسانی، خیلی کارهای دیگر هم دارد؛ اما محور و ستون فقرات همه ی کارهای دانشگاه، دانش پژوهی است. ... پس، اولین وظیفه ی همه ی عناصر دانشگاهی، اعم از دانشجو و استاد، این است که این محیط را، محیط دانش کنند و به این کار کمک کنند و از هر چیزی که جلوی این را می گیرد، ممانعت نمایند. ... البته همین جا فورا اضافه کنم که مبادا کسانی سوء برداشت یا سوء نظر یا سوء فهم بخرج دهند و خیال کنند که وقتی ما می گوییم محیط دانشگاه، محیط علم و کسب دانش است، معنایش این است که آن جا سیاست و تلاش تبلیغاتی و تلاش دینی نباشد؛ نخیر، به هیچ وجه معنای آن حرف این نیست. ... آن کاری که این محیطها برای آن به وجود آمده اند، اصل است، و در کنار آن، همه ی کارهای دیگر هم وجود دارد.  [2]

پی نوشت:

    1.بیانات در دیدار با سرپرست و معاونان دانشگاه فردوسی مشهد 30/5/1362
    2.سخنرانی در دیدار با دانشجویان حزب جمهوری اسلامی 1/2/1363

منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل ششم