این بحث هیچوقت در محیطهای دینی ما مطرح نشده بود؛ نه در سخنرانی ها و نه در بحثهای دیگر . من این بحث را مطرح کردم، تا افرادی که در مسایل تاریخ و مسایل سیاسی، اهل مطالعه و فکر هستند، آن را دنبال کنند. آن بحث، بحث عوام و خواص است.
خلاصه ی بحث عوام و خواص، عبارت از این است که بعضی از خواص خیانت می کنند، و بسیاری از عوام ، بدون توجه به دنبال آنها حرکت می کنند. این مشکلی است که همیشه ممکن است پیش بیاید. عزیزان من! تعدادی از خواص، دانسته و فهمیده خیانت می کنند؛ راه را کج می روند، دنبال هوای نفس، دنبال زندگی شخصی و دنبال پول و مال و ثروت و حاکمیت و قدرت و تعصبات و بقیه ی خواستهای خودشان می روند و خواص هم هستند؛ بسیاری از عوام هم از آنها تبعیت می کنند. بسته به شانس آنها، اگر این شخص خاص که منحرف شده است، آدمی باشد که جذابیتهایی در وجودش باشد، آن وقت وای به حال مردم و وای به حال عوام!
این که من می گویم دانشگاهها باید سیاسی بشود، معنایش این است؛ یعنی شما کاری بکنید که در محیط دانشجویی، عوامی وجود نداشته باشد؛ قدرت تحلیل در یکایک عناصر دانشجو وجود داشته باشد. ... اگر محیطهای دانشجویی ما که فردا بناست سطح عظیمی از دانش و مناصب و مراکز حساس جامعه ی ما را اشغال بکنند، انسانهای دارای قدرت تحلیل و یا جهتگیری درست باشند، آن وقت این مشکل به مراتب کم خواهد شد. بنابراین ، باید پیشگیری کنیم.
(بیانات در دیدار با جمعی از تشکلهای دانشجویی کشور 15/9/1375)
منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل ششم

