بعضی کار سیاسی را در دانشگاه عوضی معرفی می کنند؛ فکر می کنند که کار سیاسی دانشگاه فقط این است که در انتخابات یا در غیر انتخابات، بدون هیچ گونه تحلیلی، بدون هیچ گونه دیدی از مسایل، دانشجو یک پلاکارد دستش بگیرد و به نفع یکی و به زیان دیگری شعار بدهد. کار سیاسی این نیست. واجبترین کار سیاسی در دانشگاه این است که جوان دانشجو قدرت تحلیل پیدا کند. [1]

باید توجه کنند که جوانان و بچه ها را به عنوان کار سیاسی به جنجال نکشانند. مبادا خیال کنند که غوغاگری و جنجال و به این و آن پریدن، کار سیاسی است. ... کار سیاسی، یک کار مقدس است و فرق دارد با این که یک نفر یا جمعی بنا کنند به این و آن پریدن؛ به خیال آن که می خواهند کار سیاسی بکنند. [2]

آفت دیگری که در دانشگاههای ما وجود دارد و مربوط به مذهبی هاست،... غلبه ی سیاست بر دین است؛ یعنی یکسره مجذوب کارهای سیاسی و احیانا دسته بندی سیاسی شدن. این، متاسفانه در دانشگاه وجود دارد. [3]

من یک وقت گفتم که محیط دانشگاه بایستی محیط سیاسی شده باشد. محیط سیاسی یعنی چه؟ آیا یعنی درس نخوانند و شعار سیاسی بدهند؟[4]

این مسایل اختلافات و نزاع سیاسی و خط بازیها، واقعا ضرر زده است. در دانشگاه، در این سالهایی که من اطلاع دارم، اکثریتی دانشجوی بی مبالات و بی تقید نسبت به دین و مسایل دینی ـ نمی گویم بی اعتقاد ـ مشغول کار خودشانند، و اقلیتی معتقد به دین، به دو، سه گروه تقسیم شده اند و به سرو کله ی هم می زنند! این، بلاهت است. یک عده تندرو، یک عده کندرو؛ یک عده راست، یک عده چپ!   [5]

پی نوشت:

    1.سخنرانی در اردوی عقیدتی، فرهنگی شهدای 72 تن  25/4/1366
    2.سخنرانی در دانشگاه تهران، به مناسبت آغاز سال تحصیلی 66ـ65 -
    3.سخنرانی در دیدار با دانشجویان دانشگاه تهران  13/7/1367
    4.سخنرانی در دیدار با دانشگاهیان و فرهنگیان یاسوج  18/3/1373
    5.بیانات در دیدار با وزیر و مسؤولان وزارت فرهنگ و اموزش عالی و رؤسای دانشگاههای سراسر کشور 23/5/1369

منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل ششم