دانشجو، آن کسی است که می خواهد از این سفره ( دانشگاه) تغذیه بشود. اگر دید گوشه یی از این سفره را کسی آلوده و مسموم و خراب می کند، حق دارد نگذارد.
البته این کار اگر بخواهد درست انجام بگیرد، باید با یک سیستم بندی و با یک نظم و انتظام صحیح انجام بگیرد، که من فکر می کنم مظهر عمده ی آن، انجمنهای اسلامی دانشجویان هستند. [1]
عزیزان من! به مسأله ی دین در دانشگاهها با این چشم نگاه کنید. مسأله این نیست که می ترسیم چهار نفر جوان در دانشگاه بی دین بشوند و بی دین بمانند و نماز نخوانند. البته همه ی این ها ایراد است، اگر خدای نکرده پسر یا دختر جوانی بی دین، لاابالی و به مقررات دین بی اعتنا باشد، اینها ایراد دارد؛ اما مسأله فقط به این جا تمام نمی شود. [2]
به مسأله ی تشکل های دینی دانشجویی با این چشم نگاه کنید؛ حالا اسمش هر چه هست، اسمها مهم نیست؛ مسماها و مضمونها مهم است. ... در دانشگاه کسانی هستند که زود تحت تأثیر تبلیغات دشمن قرار می گیرند؛ وسوسه ی نفس، آنها را زود مبتلا می کند؛ یا از شبهه ها، خیلی زود متأثر می شوند. شما باید به اینها مصونیت بدهید. [3]
انجمن اسلامی بایستی زمینه سازی کند، تا فکر دینی و فرهنگ دینی در دانشگاهها به صورت درست و عمیق و شایسته ی دانشجویش جا بیفتد.
می شود انجمن های اسلامی تغذیه و تقویت بشوند و کانونی برای کارهای اعتقادی گردند. [4]
پی نوشت:
1.سخنرانی در دیدار با اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان 4/9/1361
2.بیانات در دیدار با جمعی از تشکلهای دانشجویی کشور 18/9/1374
3.سخنرانی در دیدار با دانشجویان دانشگاه تهران 13/7/1367
4.سخنرانی در دیدار با اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان 25/4/1366
منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل چهار

