با سلام بر قلب تپنده امت اسلام و مستضعفین، روح متعالی و جلوه ای راستین از تشعشعات ربوبی، «خمینی بزرگ»، نایب بر حق امام زمان (علیه السلام) و سلام بر تمامی پویندگان حقیقی طریق شریعت و ولایت.
ای امت اسلام، اینک زمان آن رسیده است که پاسخی دلنشین به فرمان «هل من ناصر ینصرنی» حسین مظلوم داده شود. اینک زمان آن رسیده است که با قامتی استوار در برابر جبهه کفر و نفاق مردانه قیام کنیم.
اینک زمان رحیل فرار رسیده است. آیا نوای جرس کاروان را نمی شنوید؟ آیا ندای الرحیل را با گوش دل نمی شنوید؟ آیا فریادهای مظلومانه یتیمان را که زیر آوار در اهواز و اندیمشک و دزفول و باختران و گیلان غرب و اقصی نقاط کشورمان بلند است با گوش دل نمی شنوید؟ آیا دیدگان اشک آلود مادران به غم نشسته در سوگ عزیزان را مشاهده نمی کنید؟ آیا چکمه پوشان بعثی را که پیمانه به دست بر جنازه شهیدان پاکباختۀمان به پایکوبی پرداخته اند مشاهده نمی کنید؟ آیا نعره های از خشم آکنده جباران تاریخ را که از استواری و پایمردی امت غیور و بسیجیان جان بر کف بر آسمان بلند است نمی شنوید؟
پس چرا خاموشید؟ پس چرا مغمومید؟ و چرا بی تحرک همچنان در زندگی مادی و بی محتوای خدایی غرق گشته ایم؟ پس چرا با تمام وجود به علایق مادی دل بسته ایم؟ پس چرا زن و فرزند و مال و کسب مقام و شهرت را بر پیکار در راه حق و شهادت در راه او ترجیح داده ایم؟
آیا ندای علی زمان را نمی شنویم. آیا اتمام حجت امام بزرگوارمان را که فرمود هر آنکس که توانایی برداشتن سلاح را داراست امروز بر او واجب است که در جبهه های نبرد شرکت جوید و هیچ اجری مقدم بر آن نیست و هیچ مانعی نمی تواند سد این راه گردد. نشنیدیم!
... واى بر ما اگر اين دوران طلايى انقلاب طى شود ولى ما همچنان در عالم حيوانى خويش غوطهور باشيم. والله ديگر خواندن دعاى ندبه بدون شركت در دفاع مقدس معنا ندارد. ديگر خواندن اذكار فارغ از عمل، اوراد بىمحتوايى كه تحركى حقيقى در آدمى ايجاد نكند و عباداتى كه صرفاً براى فرار از مسؤوليت عظيم انسانى ـ اسلاميمان انجام گيرد، هرگز نخواهند توانست ذمّه ما را در قبال خون هاى بناحق ريخته شهدا بَرى سازد.
اى روحانيون معظم، اى طلاب علوم دينى، اى شاگردان مكتب امام صادق(ع)، اى ميهمانان ضيافت امام باقر(ع)، بدانيد علم بدون عمل وبالى خواهد بود بر دوش حامل آن. عالم بى عمل و منزوى از جامعه و غافل از دردهاى محرومان و مستضعفان جز انگلى بر دوش جامعه نخواهد بود، چرا كه آن علمى كه در عمل كارساز نباشد هيچ دردى را از دوش جامعه دوا نخواهد كرد كه خود دردى بر دردها خواهد افزود...
اى همسنگران من در جبهه حوزه و دانشگاه، اى دوبالى كه پيكره انقلاب را با پرواز هماهنگ خود به سوى اوج تعالى و تكامل آن هدايت مىكنيد، ياران! امروز، زمان ايثار و فداكارى است، امروز زمان فداكردن مدرك و مراتب اجتهادى و علمى است، امروز بايد تمامى موجودى ما براى جنگ و براى دفاع از استقلال و حاكميّت سياسى انقلاب مصروف گردد. واللَّه اگر امروز از پاى نشينيم و با مشغول كردن خويش در لابلاى كتابها و فرمولهاى خشك و استدلالهاى منطقى بى روح و تفقهى بريده از دردهاى جامعه و ادبياتهاى جدا شده از ادب محرومين و مستضعفين و در نهايت با انبار كردن الفاظ و مفاهيم خالى از روح ايمان و عمل، از وظيفه حسّاس و خطير خويش در رابطه با محور جبهه و جنگ فراموش كنيم، هرگز خداوند ما را نخواهد بخشيد. هرگز نخواهيم توانست در برابر خون به ناحق ريخته شهدا پاسخى قانع كننده داشته باشيم. پس بر تمامى ماست كه از تمامى موجودى خويش در راه اعتلاى شعار «لااله الااللَّه، محمد رسولاللَّه، على ولىاللَّه» بگذريم و براى گرفتن حقوق محرومين و مستضعفين قيام كنيم.
خانواده عزيزم! اگر شما امروز يكى از نزديكان خويش را در راه خدا و براى نصرت دين الهى و پاسخ گويى به نداى حسين مظلوم روانه جبهه ساختيد و يك قربانى ناچيز و هديه ناقابلى به پيشگاه الهى تقديم داشتيد، بدانيد كه هرگز در نزد خدا فراموش نخواهد شد و با اين حركت ايثارگرانهتان سعات دنيا و آخرت را براى خويش فراهم ساختهايد.
حسينم را بگوييد كه پدرت در راه حسين رفت و نيز بايد در اين راه گام بردارى و راه پدر شهيدت را همواره استمرار بخشى و انتقام خون بناحق ريختهاش را از مزدوران كافر بگيرى و تا تحقّق اهداف پاك شهيدان هرگز از پاى ننشينى.
پسر عزيزم! تو اينك مرد خانه اى، پس با جديّت و تلاشى گسترده و با استوارى و صلابتى همچون كوه در برابر سختيها و مشكلات مقاومت كن و كمر مردانگى و همّت بر بند و با رشد خود در سه بعد علم و تقوا و عمل آنچنان باش كه اسوهاى براى جامعه انقلابى و اسلاميمان باشى.


