اعوذبالله من الشیطان الرجیم ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوریه و الانجیل و القران و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم.
سوره مبارکه توبه ، آیه شریفه 111
اشهدان لااله الا الله و اشهد ان محمد (ص) رسول الله و اشهد ان علی و الحسن و الحسین و تسعه معصومین من ولد الحسین ائمه الهدی و اولیا الله.
با نام و یاد خداوند منان و با سلام بر حضرت حجت، صاحب العصر و الزمان و با درود و سلام بر نائب بر حق آن حضرت امام خمینی، پیر جماران و امید تمامی مستضعفان جهان، آن امامی که ما را از ظلمت های دوران ستم شاهی بیرون کشید و به سوی نور حقیقت و جمهوری اسلامی رهنمون ساخت و با سلام بر تمامی کفر ستیزان اسلام و با درود و سلام فراوان بر شهدا که چون شمع سوختند و راه را برای دیگر همنوعان خود روشن کردند و با سلام بر معلولین، مجروحین، اسرا و مفقودین عزیز.
خداوند تبارك و تعالى انسان را آفريد و در پيش پاى او دو راه قرار داد و همچنين به اين انسان گفت كه هر كدام به كجا ختم مىشود. يك راه به سعادت ابدى است كه اطاعت محض از فرامين خدا مىباشد و راه ديگر، راه شقاوت ابدى است كه اطاعت از شيطان است. من به جبهه آمدم تا راه سعادت را طى كنم و خشنودى حضرت حق را به دست بياورم. در زندگيتان هميشه از خدا اطاعت كنيد و به خشنودى او دل ببنديد. شما در اين حيات مادى دنيا كه به پر كاهى نمىارزد يا بايد خدا را راضى كنيد يا مردم را. خداوند واحد است و سريع هم راضى مىشود (يا سريع الرضا) ولى واى از مردم، تعدادشان زياد و راضى كردنشان بس مشكل است. هر كدام را راضى كنيم ديگرى ناراحت است. پس هر چه بهتر كه در اين حيات مادى اعمالتان فى سبيل اللَّه باشد و در همه حال تقوى خدا را پيشه كنيد و خدا را ناظر بر اعمالتان بدانيد. شيطان در همه حال مىخواهد كه ما را از راه خدا باز دارد و به زندگى و لذت دنيا و آرزوهايش كه دور و درازند دلخوش كند. برادران و خواهران من مواظب باشيم، نكند آرزوها بر ما سوار باشند و هر كجا كه آنها خواستند ما را ببرند و مابه ميل آنها حركت كنيم و خود در غفلت بسر ببريم.
يكى از مسائل حتمى براى آدمى مرگ است و كسى را توان فرار از آن نيست. پس چه بهتر قبل از آن كه مرگ به سراغ انسان بيايد، انسان با آغوش باز از آن استقبال نمايد. من به جبهه آمدم، نه براى اينكه جبهه به من نياز داشت، بگو به خدا قسم من به جبهه نياز داشتم، به معنويت، خلوص و ايثارى كه در جبهه حاكم است نياز داشتم. به وسيلهاى محتاج بودم كه بتوانم به خداى خودم نزديك بشوم و آن وسيله را در جبهه يافتم. از خداوند مىخواهم همانطور كه لطف كرد و مرا نيرو بخشيد تا در دانشگاه قبول شوم، لطف كند مرا در دانشگاه كربلاى حسينى نيز قبول نمايد و هر چند كه لياقت شهادت را ندارم ولى اين فوز عظيم را نصيبم بگرداند.
و اما سخنی هم با خانواده ام، از شما مادر مهربانم خیلی سپاسگزارم که 9 ماه و 9 روز مرا در شکم خود حمل نمودید و در ایام طفولیت من، رنج و مشقت فراوان متحمل شدید و در این سن مرا به جبهه فرستادید. از شما پدر بزرگوارم متشکرم که مرا تربیت صحیح کردید و به جامعه تحویل دادید و برای رفاه و آسایش من رنجها کشیدید. اگر چه من به ظاهر در میان شما نیستم ولی بدانید که امانتی را که خدا به شما داده بود صحیح و سالم به صاحب اصلیش برگرداندید. شما را از گریه کردن منع نمی کنم چون که عاطفه را نمی شود سرکوب کرد ولی هر موقع خواستید گریه کنید برای مظلومیت حضرت سید الشهدا گریه کنید به خاطر رنجها و مشقت های آن حضرت در روز عاشورا در صحرای کربلا گریه کنید.
از تمام برادران اقوام، دوستان، آشنایان، همسایگان و همچنین خانواده ام می خواهم که مرا حلال کنند. انسانیم و جایز الخطا. هر کس که به گردن من حقی دارد از او مصرانه می خواهم که مرا حلال کند. از تمام شما می خواهم که امام عزیز را تنها نگذارید و به فرامین او با دل و جان گوش داده و به آنها جامع عمل بپوشانید.
تمام وجوه نقدیم را حساب کنید و لطف کرده خمس آنها را بپردازید تا خدای نکرده بدهکار نباشم و الباقی را در اختیار پدرم می گذارم.
مرا در بهشت رضا(ع) دفن کنید تا شاید خدای بزرگ به آبروی شهدایی که آنجا هستند از سر تقصیرات من در گذرد.
دوباره می گویم که همگی مرا حلال کنید که بدن من تحمل آتش قهر خدا را ندارد.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
16/1/1365
مطابق با 25 رجب 1406 هجری قمری
اقل العباد محمد موحد تاتار


