نکته ی اول، تحصیل علم؛ نکته ی دوم، تحصیل ایمان مذهبی و تعبد و پایبندی به اخلاق اسلامی و تزکیه ی نفسانی؛ نکته ی سوم، آگاهی سیاسی. این هم از جمله ی چیزهایی است که رژیمهایی مثل رژیم منحوس پهلوی به شدت از آن واهمه داشتند که دانشجویان سراغ مباحث سیاسی و آگاهی های سیاسی بروند؛ لذا نمی گذاشتند. ولی برای دانشجو، یکی از سه واجب همین است. من یک وقت گفتم که محیط دانشگاه باید محیط سیاسی باشد. محیط سیاسی یعنی چه؟ آیا یعنی درس نخوانند، شعار سیاسی بدهند؟ یعنی زنده باد، مرده باد کنند؟ نه. ... محیط سیاسی، یعنی دانشجو از مباحث جهانی و از آنچه که در جهان و در کشور خودش می گذرد، آگاه باشد و اصولا بینش داشته باشد. اگر این نشد، ممکن است یک نفر به حد اعلای علم هم برسد، خیلی هم متدین باشد، اما دشمن بیاید به قیمت بسیار ارزانی او را بخرد و زیر بال خود بگیرد. ما چنین افرادی را داشتیم. ما در دوران رژیم طاغوت اساتیدی داشتیم که متخصص و متدین و خوب بودند؛ اما چون فهم سیاسی نداشتند، براحتی در اختیار هدفهای آن رژیم قرار می گرفتند؛ بدون این که خودشان بدانند. دانشجویان را هم به سمتی می کشاندند که آن رژیم می خواست. ... کسانی داشتیم که عالم و متدین بودند؛ اما نداشتن فهم و آگاهی و شعور سیاسی موجب شد که بروند جزو یکی از مهره های همان رژیم فاسد بشوند. [1]
دانشجو بایستی آگاهی سیاسی و فهم سیاسی و درک سیاسی داشته باشد؛ مباحث سیاسی را بداند و از آنچه که در جهان می گذرد، اطلاع داشته باشد. امروز جمهوری اسلامی از یک دولت صددرصد وابسته ی به مردم خودش برخوردار است. این دولت دارد چه کار می کند؟ در مسایل سیاسی دنیا کجای کار است؟ هدفهایش چیست؟ اقداماتش کدام است؟ چرا در فلان جهت حرکت می کند؟ چرا در فلان جهت دیگر حرکت نمی کند؟ شما این ها را باید بدانید؟
این که من این قدر اصرار دارم که محیط دانشگاه، محیط آگاهی و هوشیاری و کار سیاسی و ذهنیت سیاسی باشد، برای این است که دانشجو باید از جریانهای موجود جهانی مطلع باشد. شماها به خاطر خصوصیت جوانی، راحت تر هم می توانید عمق آن جریانات را حس کنید. [2]
پی نوشت:
1. سخنرانی در دیدار با دانشگاهیان و فرهنگیان یاسوج 18/3/1373
2. سخنرانی در جمع تشکلهای دانشجویی قم
منبع: دانشگاه ودانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل ششم
همان طور که همیشه گفتیم و امام فرمودند، در مسایل سیاسی باید پیشگام باشید. من همیشه به شما برادران و خواهرا دانشجو می گفتم که شما یک دیروزی دارید، یک امروز و فردایی؛ و تحلیل می کردم که دانشجو همیشه در فعالیت و تلاش سیاسی بوده است. در گذشته هم این طور بوده، در آینده هم باید همین گونه باشد. اصولا در هر برهه ای از زمان ، دانشجو باید مقدم بر قشرهای دیگر، فعالیت سیاسی و تلاش سیاسی کند. [1]
ما به آن متخصصی که مسایل سیاسی جامعه ی خودش را نمی داند، چه قدر می توانیم دل ببندیم؟ اگر این دانشجو تحصیل علم بکند، متخصص هم بشود، احیانا آدم خوبی هم باشد، اما مسایل سیاسی جامعه را درک نکند، تلاشی را که برای یک انسان زنده و فعال لازم است، نداند، می دانید چنین انسانی چه اشتباهات بزرگی را ممکن است مرتکب بشود؟ می دانید که آن انسان عالم و متخصص که از مسایل جاری کشور خودش آگاه نباشد، چگونه ممکن است به ابزاری در دست دشمن تبدیل بشود؟ [2]
علت هم این است که دانشگاه با دو ویژگی ممتاز است، که این دو ویژگی در کمتر جایی هست؛ اول، روشنفکر بودن و با دیدگاههای نو آمیزش و سروکارداشتند؛ دوم، جوان بودن. ای بسا جوانی که با دیدگاه های نو سروکار ندارد و گرایشهای نوگرایی در او نیست. ای بسا متجدد و نوگرایی که خروش جوانی در او نیست. نمی شود به این دو جا نسبت به آن جایی که هم گرایش نو و روشنفکری و میل به انگیزه های نو و راههای نو و نگاههای نو و حوادث نو هست، و هم جوانی هست، خیلی امید داشت. ... دانشگاه، هم جوان است، هم نوگرا. [3]
پی نوشت:
1.سخنرانی در سمینار وحدت حوزه و دانشگاه 27/9/1363
2.سخنرانی در جلسه ی پرسش و پاسخ در مسجد دانشگاه تهران 16/10/1365
3.سخنرانی در دانشگاه تهران، به مناسبت آغاز سال تحصیلی 66ـ-
منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل ششم
غالبا توصیه مان به اینها (بچه های پرشور انجمنها، تحکیم وحدت، جهاد دانشگاهی) این است که نگذارید دانشگاه از مفهوم خودش دور بیفتد؛ واقعا دانشگاه باشد. در آن جا درس خوانده بشود و دانش اندوخته گردد. یعنی مایل نیستیم که حرکات اسلامی و انقلابی آنها به شکلی باشد که دانشگاه را از محل درس بیندازد و به یک محل شعار و سیاست و این گونه حرفها تبدیل کند. [1]
مسأله ی اول، اصل مسأله ی دانشگاه در این مملکت است... اگر دانشگاه لازم است، معلوم بشود که دانشگاه را برای چه می خواهیم. آیا برای دانش می خواهیم ؛ آن چنان که اسم دانشگاه این را نشان می دهد؟ البته در کنار دانش پژوهی ، یک مجموعه ی انسانی، خیلی کارهای دیگر هم دارد؛ اما محور و ستون فقرات همه ی کارهای دانشگاه، دانش پژوهی است. ... پس، اولین وظیفه ی همه ی عناصر دانشگاهی، اعم از دانشجو و استاد، این است که این محیط را، محیط دانش کنند و به این کار کمک کنند و از هر چیزی که جلوی این را می گیرد، ممانعت نمایند. ... البته همین جا فورا اضافه کنم که مبادا کسانی سوء برداشت یا سوء نظر یا سوء فهم بخرج دهند و خیال کنند که وقتی ما می گوییم محیط دانشگاه، محیط علم و کسب دانش است، معنایش این است که آن جا سیاست و تلاش تبلیغاتی و تلاش دینی نباشد؛ نخیر، به هیچ وجه معنای آن حرف این نیست. ... آن کاری که این محیطها برای آن به وجود آمده اند، اصل است، و در کنار آن، همه ی کارهای دیگر هم وجود دارد. [2]
پی نوشت:
1.بیانات در دیدار با سرپرست و معاونان دانشگاه فردوسی مشهد 30/5/1362
2.سخنرانی در دیدار با دانشجویان حزب جمهوری اسلامی 1/2/1363
منبع: دانشگاه و دانشجو در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری ـ فصل ششم

